منزل جانان – صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار – غزل ۲۴۷ – ۲۸۸

۲۸۸- منزل جانان

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار     وزرو به عاشق بیدل خبر دریغ مدار
به شکر آنکه شکفتی به کام بخت ای گل     نسیم و صل زمرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نوبودی     کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت     سخن بگوی و زطوطی شکر دریغ مدار
جهان و هرچه دروهست سهل و مختصر ست زاهل معرفت این مختصر دریغ مدار
مکارم تو به آفاق می رد شاعر   ازو وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
چو ذکر خیر طلب م یکنی سخن این است       که دربهای سخن سیم و زر دیغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حفظ       تو آب ددیهازین رهگذر دریغ مدار
توضیحات :
بیدل ( عاشق دل ازدست داده ) صبا ( منادا ای باد صبا ) گذر ( اسم مصدر گذشتن عبورکردن ) دریغ مدار ( مضایقه مکن ) به شک آنکه ( بشکرانه آن که ) حریف ( همدم مونس ) ماه نو ( هلال ماه تمام بدر ) لعل نوشین ( لب نوش قرمز رنگ یار ) طوطی ( استعاره از عشق ) سهل ( آرایه ایهام خوار و آسان ) مختصر ( ناچیز ) اهل معرفت ( عارفان ) مختصر ( خواسته ناچیز ) مکارم ( جمع مکرمت = بزرگیها ) وظیفه ( مستمر حقوق ) زاد ( توشه راه سفر ) سخن این است ( جوهر و جان کلام این باشد ) سیم و زر ( نقره و طلا پول ) غبار غم ( گرد اندوه ) آب دیده ( اشک ) معنی بیت ۳( تا هلال ماه بودی من مونس و همدم مهر تو بودم اینک که بدر شده ای لطف و محبت خود را از من مضایقه مکن ) معنی بیت ۸( ای حافظ غبار اندوه می رود و حالت بهتر می شود برخیز بدین سبب از گریه کردن مضایقه مکن تا اشک غبار غم را پاک کند )
نتیجه تفال :
۱-   دنیا زیباتر از آنست که جنابعالی تصورش را می کنی اگر چه سختی و رنج را تخمل کرده اید ولی بالاخره بر اثر صبر نوبت ظفر آید چون انسانی هستید که خیر مردم را می خواهید مسلماً لطف خداوند شامل حال جنابعالی شده و می شود جای نگرانی نمی باشد
۲-   اگرچه دنیا محل گذر است ولی نیکی و خوبی در آن پایدار م یماند افرادی مانند جنابعالی که دارای قلبی پاک هستند همیشه موفقند اگر این کامیابی بر اثر رنج بدست آید پس صداقت تلاش پشتکار سرعت عمل را ازدست مده تا بر رقیبان پیروز شوید
۳-   خواجه در بیتهای ۱-۲-۴ فرماید ( ای باد صبا عبور کردن از منزل محبوب را مضایقه مکن و از او برای عاشق مسکین خبری بیاور)( ای گل به شکرانه آنکه صالع و بخت تو خوب گردید خندانی پس بوی وصال را از بلبل عاشق سحری مضایقه مکن )( حال که لب شیرین تو چشمه قند و شکر شیرین است پس حرف بزن و از طوطی شکر را مضایقه مکن ) تفسیر کنید
۴-   این نیت با کمی صبرو حوصله عملی می گردد و جای هیچ گونه نگرانی نیست و این پریشانی جنابعالی نتیجه وسواس و تردید و عدم اتکای به خود می باشد
۵-   مسافر جنابعالی حالش کاملاً خوبست و کارش و رو به سامان می باشد پس نذر او را ادا کنید و به یکی از مشاهد متبرکه بروید و سپاسگزاری کنید
۶-   خریدو فروش را توصیه می کنم ولی تغییر مکان و شغل فعلاً  صلاح نمی باشد پدر و همسر شما درگیر مساله ایست و نیاز به کمک دارد اما غرورش اجازه درخواست نمی دهد به هر نحو به او کمک کنید اگر می خواهید مسافر یا غایب شما زود باز آید سوره مبارکه ابراهیم از آیه ۲۴ تا هفت آیه در هفت شب بخوانید که گشایش بسیار است بیمار شما نیاز به مراقبت بیشتر دارد ۴ فرزند در طالع دارید که سومی اوضاعش خوب خواهد شد
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل( ۲۴۷)
منزل:جایگاه ونزول و اقامت کاروان.
جانان:محبوب.
گذر:گذشتن ، در اینجا به معنای وزیدن.
دریغ مدار:مضایقه مکن.
بیدل: دل از دست داده .
به کام بخت:مطابق آرزو ، به مراد طالع .
حریف عشق:طرف وهمدم عشق.
ماه نو: هلال ، کنایه از نوجوان بودن.
ماه تمام:بدر، کنایه از جوان کامل عیار.
سهل:آسان ، خوار و بی ارزش ، ناچیز.
اهل معرفت:عارفان.
ایمن مختصر:این اندک بی مقدار، کنایه به ( نظر) بیت ماقبل
.لعل نوشین:لب شیرین، لبشیرین لعل مانند
.مکارِم:مکرمت ها ، بزرگواریها.
به آفاق می برد:به سراسر جهان اشاعه می دهد.
وظیفه:مقرری ، حقوق معین ماهیانه یا سالیانه.
زادسفر:توشهسفر، خرج و هزینه مسافرت.
ذکرخیر: نام وشهرت نیک
.سخن این است:جان کلام در این است.
معانی ابیات غزل: (۲۴۷)
(۱) ای نسیم صبا از وزیدن برمنزل محبوب ، مضایقه مکن و از اینکه خبری از محبوب برای عاشق دل از دست داده بیاوری دریغ مورز
.(۲)ایگل به شکر آنکه به آرزوی دل خود رسیده و شکوفا شده یی بوی وصال را به وسیله نسیم ، به بلبل برسان .
(۳)آن زمان که تو چون هلال ، نوجوان بودی من همدم و طالب عشق تو بودم اکنون که چون بدر ، جوان برومندی شدی ( نظر لطف) خود را از من مگیر.
(۴) دنیا و هر چه در آن است خوار و بی مقدار است از عارفان این (نظرِ لطف) را مضایقه مکن.
(۵) اکنون که لب لعل شیرینت سرچشمه شیرینی هاست ، سخن بگوی و شکر خود را از این عاشق که به مانند طوطی خواستارآن است دریغ مکن .
(۶) شاعر ، خبر بخشش و بزرگواریها ی تورا در جهان می پراکند . مقرری و خرج سفررا از او مضایقه مکن .
(۷) جان کلام و منظور من این است که هر گاه تو طالب نام وشهرت نیک هستی ، در برابر ارزش سخن از پرداختن سیم وزر مضایقه مکن .
(۸) حافظ ، گرد و غبار غم و اندوه از میان رفته و حالت روبه بهبودی خواهد گذاشت. از ریختن اشک در این راه کوتاهی مکن.
شرح ابیات غزل(۲۴۷)
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون مقصور
*
خـ,اقانی:
پـیـام دوست ، نــسـیم سـحـر دریـغ مـدار بیا زگوشه نشینان خبر دریغ مدار
عراقی: (باقافیه دیگر)
نظـر زحـال مـن نـاتـوان دریـغ مــــــدار نظـاره رخـت ار عاشقان دریغ مدار
خواجو : (با قافیه دیگر)
مسیح وقتی ازین تن خسته ، دم دریغ مدار ز پا در آمدم از من قدم دریغ مدار
*
این غزل را حافظ در هنگام قطعی شدن حکم تبعیدش، در شیراز برای شاه یحیی سروده و برای او به یزد ارسال داشته و نظر خوانندگان محترم را به صفحه ۸۰ این کتاب( چرا حافظ به یزد تبعید شد ) جلب می نماید. انگیزه سرودن این غزل طلب کمک و استعانت و گرفتن هزینه سفر برایرفتن به شهر تبعید ، یعنی یزد بوده است که به طور مفصل، شرح ابیات این غزل در صفحه ۸۱ آمده و نیازی به تکرار نیست .
همچنین یادآور می شود که حافظ پیش از فرستادن این غزل ، برای شاه یحیی غزل معروف :
ای فروغ حسن از روی خندان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
را برای شاه یحیی می فرستد که شاه یحیی به سبب احتیاط و ملاحظه شاه شجاع بدان وقعی نمی نهد . پس از آن حافظ به گمان اینکه شاه یحیی به مفاد ایهامات و اشارات در آن طور که باید پی نبرده است، برای بار دوم این غزل را عبارتی صریح تر سروده و ارسال می دارد که شرح غزلاولی در صفحات ۷۶-۸۰ این کتاب و در همین فصل ( چرا حافظ به یزد تبعید شد ) نیزآمده است و نظر خوانندگان محترم را بدان معطوف می دارد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار
به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار
جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار
مکارم تو به آفاق می‌برد شاعر از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این است که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حافظ تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار     وزرو به عاشق بیدل خبر دریغ مدار
به شکر آنکه شکفتی به کام بخت ای گل     نسیم و صل زمرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نوبودی     کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت     سخن بگوی و زطوطی شکر دریغ مدار
جهان و هرچه دروهست سهل و مختصر ست زاهل معرفت این مختصر دریغ مدار
مکارم تو به آفاق می رد شاعر   ازو وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
چو ذکر خیر طلب م یکنی سخن این است       که دربهای سخن سیم و زر دیغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حفظ       تو آب ددیهازین رهگذر دریغ مدار
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن