تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید خاطره از حافظ بنویس

پای بوس تو – کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد – غزل ۱۱۶ – ۲۳۲

۲۳۲-پای بوس تو

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد   محقق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در ره فرمان او سرطاعت     نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصل تو دستکسی رسید که او     چو آستانه بیدن در همیشه سردارد
به پای بوس تو دست کسی رسید که او   چو آستانه بدین درهمیشه سردارد
ززهد خشک ملولم بیار باده ناب       که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
زباده هیچت اگر نیست این نه پس که ترا   دمی زوسوسه عقل بی خبر دارد
کسی که از ه تقوی قدم برونننهاد     به عزم میکده اکنون ره سفر دارد
دلشکسته حافظ به خاک خواهدبرد       چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد

:: ::

توضیحات :
حس( جمال محبوب ) خط ( سبزه عذار محبوب ) درنظر دارد ( تماشا می کند ) بصر ( بینایی ) خامه ( قلم ) تیغ ( شمشیر) تر ( ترو تازه ) پای بوس تو ( بوسیدن پای تو ) آستانه ( دگاه ) ملول ( به تنگ آمده ) باده ناب ( می خالص ) مدام ( همیشه ) این نه ( این بس نیست ) معنی بیت ۱( آن کسی که زیبایی جمال و سبزه محبوب ار تماشا می کند به درستی از بینایی خویش بهره حقیقی را بده است ) معنی بیت ۲( مانند قلم از فرمانبرداری محبوب سر تسلیم خارج نمی کنم تا اینکه جانان سرما را با شمشی رخود جدا کند ) معنی بتی ۳( آنکسی به وصال تو اجازه پیدامی کند که در زیر شمشی رعشق باهر ضربه سری جدید برای نثار کدرنبیابد مانند شمع که هر بار سرش ار می برندسر جدیدی براینار تقدیم می کند )
نتیجه تفال :
۱-   خواجه د ربتهای ۴-۵-۶-به ترتبیب فرماید ( کسی شرف پای بوسی تو را پیدا می کند که مانند خاک دراه همیشه سر به خاکساری بر در سرای تو نهد )( ازخشک مغزی و تعصب زاهدان فریبکار به تنگ آمده و ملوام شراب خالص کجا توان یافت زیر ابوی شراب تازه جان ار ترو تازه می کند )( اگر شراب هیچ سودی نداشته باشد آیاتنها این هنر کافی نیست که یک لحظه تو را از وسوسه های عقل سود جو باز می دارد) جنابعالی چه می گویید؟
۲-   دقت و حوصله و فعالیت سه قاعده مثلث پیروزی هستند که جنابعالی خوشبختانه دو قاعده راد اختیار دارد و سعی کنید تبالش و کار ار همراه با اراده به جمع آنها وارد سازید تا این نیت برآورده شود
۳-   ستاره اقبلا جنابعالی در برج سعد می باشد کارها بروفق مرادانجام خواهد گرفت و جای نگرانی نمی باشد
۴-   این نیت زیر بمهای زیادی داردکه باید مقدماتش را کاملاًفراهم کنید و تا حدودی بعضی از عوامل آماده و مهیا می باشد برابقیه نگران نباشیدو برخدا توکل کنید
۵-   مسافرت را توصیه م یکنم فروش نفع دارد ولیخریدفعلاً چند روز صلاح نمی باشد از مسافر خبرهای خوشی دریافت می کنید و بیمار حتماً شفا می یابد ازدواج عملی است پدرو مادر را احترام کن ونذر خودرا ادا کنید و قول خود را به عمل تبدیل سازید
۶-   ویژگیهای جنابعالی عبارتند از پیغام آور اصیل خوب مودب فداکار خیرخواه سریع النتفال نظ ربلند رفیق دوست بدونخطر خیالباف محتاط صمیمی متی باوفا اهل حاشا خدمتگزار خبر رساننده نیکو نجیب مهربان بد اخلاق
۷-   جنابعالی از خود مقاومت و ایستادگی نشان نمی دهیدبهمین جهت ا زاین شاخه به آن شاخه می پرید
اوضاع را بر وفق مرادخود بسازید بگذاریدیک بارهم که شده خودتان تصمیم بگیرید صبح در راه است باید باور داشت تا طلوع کند چون از شب تاریک نوربه پنجره اطاق نمی تابد

کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل ۱۱۶
حسن خط :زیبایی خط عذار ، زیبایی سبزه خط.
محقق : مسلم ، ثابت شده ، نام نوعی خط تحریر.
حاصل بصر : بهره یی که از نگرش برده می شود.
خط فرمان : نوشته ، سند و حکم و دستور.
به تیغ بردارد : با تیغ ببُرد.
پروانه : جواز ، رخصت ، اجازه .
زیر تیغ تو هردم سری دگر دارد :زیر شمشیر تو هر بار ،با سر بریدن باز سر برآورد.
آستانه :پیشگاه ، محوطه زمین جلوی درگاه ورودی.
زهد خشک : خشکه مقدسی ، زهد با ریا
تَر : تر وتازه وشاداب.
دماغ تر : مغز را تر و تازه و دور از خشکه مقدسی نگه می دارد.
مدام: در اینجا به معنی همیشه ، شراب.
زباده هیچت اگر نیست : اگر از باده هیچ بهره یی به تو نمی رسد ….. .
دم : لحظه .
وسوسه : تحریک ، اندرز و تلقین شیطانی نفس اماره .
وسوسه عقل :واداشتن عقل به تفکر در عالم خلقت و سرگردانی حاصل از آن.
دل شکسته : دل نومید .
معانی ابیات غزل۱۱۶
(۱) کسی که مشتاقانه به زیبایی خطّ سبز چهره دوست می نگرد، مسلماً از این دیدار بهره برداری می کند . (۲)به مانند قلم سَرِ اطاعت بر خط فرمان او نهاده و بر نمی داریم تا اینکه او با تیغ سَرِ ما را بردارد . (۳) کسی به مانند شمع اجازه دیدار تو را پیدا کرد که زیر تیغ تو، با از دست دادن سر خود ،باسری تازه تر سر برآوَرَد .
(۴) کسی به آرزوی پای بوسی تودست یافت که مانند خاک آستانه در ، سر بردرگاه تو خاکِ درت داشته باشد.
(۵) از خشکه مقدّسی بیزارم . شراب ناب کجاست ؟ زیرا بوی شراب پیوسته دماغم را تر وتازه وشاداب نگه می دارد .
(۶) اگر از شراب هیچ سودی نمی بری ، تنها این بهره برایت کافی نیست که تو را لحظه ای از وسوسه عقل دور نگاه می دارد .
(۷) آن کسی که از راه پرهیزگاری هیچ گامی فراترنگذاشته ، اینک سر آن دارد که راه میخانه را پیش گیرد . (۸) دل خونین و ملول حافظ به مانند لاله ،داغ حسرت آرزویی را که بر جگر دارد با خود به خاک خواهد برد .
شرح ابیات غزل (۱۱۶)
وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحرغزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم
*
سـعـدی : کـس آن کنـد کـه دل از یـار خویش ؟ مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد سلمان ساوجی: زسوز نیم شبانم کسی خبر دارد کـه چون چراغ شـبی زنـده تا سحر دارد مـن آن نـیـم کـه سـر از خـط دوســت بـردارم وگــر بـه تیـغ سـرم بـی دریـغ بـر دارد مـرا سـری است که پیـشـت نـهـاده ام ، بـردار دگـر مگـوی که سـلمان سـری دگر دارد غزل سلمان ساوجی که سه بیت آن در بالاآورده شد غزلی لطیف ومورد توجه حافظ است . سلمان ساوجی برای سر ، در دوبیت بالا ، سر از خط دوست برداشتن ، سر با تیغ بی دریغ برداشتن ، سر در پیش نهادان ، سر برداشتن ، سری دگر داشتن را که همگی ترکیبات زیبایی است در کمال بلاغت آورده و همین مورد توجه حافظ قرار گرفته و سبب و انگیزه سرودن این غزل توسط او شده و او همه این موارد یاد شده بالا را به نحوی بازگو وبازسازی کرده است .
سلمان می گوید : من آن نیم که سر از خط دوست بردارم و گ›ربه تیغ سرم بی دریغ بردارد
حافظ می گوید : چو خامه بر خط فرمان او سر طاعت نـهـاده ایـم ،مـگـر او به تیغ بردارد.
سلمان می گوید : مرا سری است به پیشت نهاده ام ، بردار .
حافظ می گویدبه پای بوس تو دست کسی رسید که او چو آستانه بدین در همیشه سر دارد. سلمان می گوید : دگر مگوی که سلمان سری دارد .
حافظ می فرماید: کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد.
دربیت مطلع غزل حافظ ، حسن خط، حسن و خط ، حسن رخ ، هر سه ضبط شده و به حکم مفاد بیت دوم این غزل و آوردن کلمه ( محقق ) در بیت حسن خط ارجح است زیرا نام نوعی حط تحریر در قدیم خط محقّق است که یاد آور سبکی است در انشاء خطّو جمله خط ِ فرمان در بیت دوم نیز تأیید دیگری است بر توّجه شاعر بر حسن خط دوست و ذکر این مطلب ضرورت دارد که در گذشته وصف خط عذار محبوب هم مانند وصف خال چهره او در نزد شعرا معمول و ممدوح بوده است . بیت هفتم شاید اشاره یی باشد به داستان شیخ صنعان ودر بیت مقطع نیز شاعر اشاره به داغی دارد که ماند لاله بر دلش نهاده شده و آن را با خود به گور خواهد برد.وبعید نیست اشاره به داغ از دست دادن عزیز از دست رفته یی مانند فرزند او باشد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد محقق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهاده‌ایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد
به پای بوس تو دست کسی رسید که او چو آستانه بدین در همیشه سر دارد
ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را دمی ز وسوسه عقل بی‌خبر دارد
کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد به عزم میکده اکنون ره سفر دارد
دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد   محقق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در ره فرمان او سرطاعت     نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصل تو دستکسی رسید که او     چو آستانه بیدن در همیشه سردارد
به پای بوس تو دست کسی رسید که او   چو آستانه بدین درهمیشه سردارد
ززهد خشک ملولم بیار باده ناب       که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
زباده هیچت اگر نیست این نه پس که ترا   دمی زوسوسه عقل بی خبر دارد
کسی که از ه تقوی قدم برونننهاد     به عزم میکده اکنون ره سفر دارد
دلشکسته حافظ به خاک خواهدبرد       چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن