می در پیاله – دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود – غزل ۲۱۴ – ۱۹۴

۱۹۴- می در پیاله

دیدم به خواب خوش که دستم پیاله بود     تعبیر فت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت   تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که م یخواستم زبخت         در چین زلف آن بت مشکنی کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر           دولت مساعد آ«د و می در پیاله بود
برآستان میکده خون می خورم مدام     روزی ما زخوان قدر این نواله بود
هرکو نکاشت مهر و زخوبی گلی نچید   در رهگذار باد نگهبان لاله بود
برطرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح           آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه     یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تند حمله که خورشید شیر گیر       پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
توضیحات :
خواب خوش ( رویای شیرین ) دولت ( اقبال نیک ) شراب دو ساله ( باده کهن ) تدبیر ( چاهر کار ) نافه مراد ( نافه مشکین آرزو ) کلاله ( کاکل و زلف مجعد ) نواله ( لقمه ) قصیده ( چکامه ) عزاله ( آهوبره ماده ۹ روز نخست ( روز قضا و قدر ) طرف گلشن ( جانب گلزار )‌معنی بیت ۱( در رویای شیرین دیدم که به دست من شراب بود خواب مرا تفسیر و تعبیر کردند که کارم به اقبال رسیده و و اگذار شده است ) معنی بیت ۲( حدود چهل سال رنج و اندوه تحمل کردم و سرانجام باده و شراب کهن قسمت ما شد ) معنی بیت ۳( ا زاقبال طلب و درخواست زلف مشکین یار را می کردم و درحالی که آن که درچین و شکن گیسوی یار بود و کاکل آن مشکبو بود من بودم خلاصه مراد وصال جانان است )
نتبجه تفال :
۱-   همیشه فکر می کنی به هرکاری دست می زنی چندان موفقیتی نداری درحالی که اینک اقبال شما به سمت سعد و نیک بختی است و دوران رنج و ناراحتی پایان یافت پس جهت تسریع یه یکی از مشاهد متبرکه برو د عاییی کن و نذر خود را ادا کن و سوره مبارکه النازعات را با معنی و حضور قلب بخوان و مرانیز دعایی کن که این شاء الله از فردایش گشایش درکار شماست
۲-   به زودی با کسی آشنا می شوید و ملاقاتی پیش م یآید که در پیشرفت جنابعالی بسیار موثر است در معامله و تجارت مواظب باشید که بازار متعادل نمی باشد و کسی قصد کلاه برداشتن و فریب درمعامله را دارد لااقل ده روزی از معامله تند و سریع دست بردارید
۳-   مسافر جنابعالی مشغفول فعالیت است و شدیداً پول جمع م یکند ناراحتی ا و برطرف می شود و به زودی هدیه ای می فرستد اما متاسفانه بیمار شفا نیم یابد چون مدت درمان طولانی است زیارتی در پیش دارید و ملاقاتی انجام م یگیرد فرزندان موفق می شوند
۴-   خواجه در بیت چهارم و پنجم می فرماید ( هنگام سحر خماری غم مرا به کل از بین برده بود ام ا اقبال یاری کرد که باده حاضر بود) ( من اگر چه در میخانهام ولی شاد نمی باشم و رنج م یبرم زیرا روزی ما از مائه قضا و قدر یک چنین لقمه و نصیبی بود )
۵-   ویژگیهای روحب جنابعالی عبارتند از نرم و لطیف حسود شیرین مودب متین بی رگ خیرخواه خسیس مدهبی صلح جو زیرک اهل حاشا با نمک دارای حس  ششم قوی سازشکار بی خطر بیرون گرا درخانه دعوایی اما خانواده دوست
۶-   کسی میل دارد با خانواده شما معامله کند به پد ریا همسر خود بگویی گول چرب زابنی او را نخورد و معامله را فعلاً فسخ نمایید پس در آینده سود بیشتری از این بازرگانی به دست می آورد .
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل (۲۱۴)
تعبیر رفت: تعبیر شد.
کار به دولت حواله بود: کار وزندگی در جهت دولت و اقبال پیش می رفت.
شراب دوساله : شراب کهنه ورسیده که قدما آن را به دستور طبیب برای مدوای پاره ییاز بیماریها به جای داروی مقوی مصرف می کردهاند.
تدبیر: چاره ، راه بهبودی.
نافه : ماده معطره زیر شکم آهوان نر سرزمین خطا و ختن و تاتارستان.
نافه مراد:(استعاره تشبیهی) نافه آرزو ، مراد و آرزو به نافه معطر تشبیه شده یعنی آرزو مرادی که مانند کیسه مشک دلپذیر است.
کلاله:کاکل، موی مجعدو پیچیده.
مشکین کلاله:کاکل مشکین ، موی مجعد مشکین سیاهرنگ.
از دست برده بود : از حال عادی بیرون برده بود.
خمار غم: اندوهیشبیه به خماری ، گرفتگی و دردسر ناشی از غم واندوه.
خون می خورم مدام: دائم رنج و غم واندوه می کشم.
نواله: لقمه خوراکی که برای گذاشتن در دهان آمده شده باشد، لقمه و گلوله خوراکی مخصوص دام ها و شتر که قبلاً آماده شد و در سر موقع به دهان حیوان می گذراند.
مرغ سحر: بلبل.
سفینه: جُنگ، دفتر مجموعه اشعار، دیوان.
رساله: جزوه، کتابچه ، مقاله ( حاوی مسائل مذهبی ).
غزاله: بچه آهوی ماده، آهو بره که هنوز شیر خوار است.
تندحمله:حمله کننده سریع و چابک.
معانی ابیات غزل (۲۱۴)
(۱) در رویای شیرین دیدم که پیاله شرابی در دست دارم ، چنین تعبیر کردند که دولت و اقبال به من روی می آورد. (۲) چهل سال دردو رنج کشیدیم و سر انجام چاره وعلاج ما در دست شراب کهنه چهل دوساله بود. (۳) آن نافه مشکین آرزوی دلپذیری که دسترسی بهآن را از بخت خود آرزو داشتم ،در چین و شکن زلف آن محبوب کاکل مشکین بود.(۴) سحر گاهان ، درد سر ناشی از غم و اندوه مرا از پای در آورده بود . خوشبختانه مقداری شراب در پیاله باقی مانده بود .(۵) در پشت در میکده پیوسته کار من محروم ، خوردن غم وغصه است بهره ما از سفره کرم روزی دهنده این لقمه بود. (۶) حال آن کس که بذر مهر ومحبت در دلب نکاشت و از آن گلزار، گلی نچید به آن ماند که در برابر تند باد ، از گلبرگهای لاله نگهبانی کند! (۷) بامدادان به هنگامی که بلبل به نواخوانی مشغول بود ، گذارم به سوی باغ و گلشن افتاد. ..(۷) در یافتیم که یک بیت از دیوان شعر دلکش حافظ در ستایش شاه سروده بود از صد رساله ( مذهبی بهتر بود)…(۸) آن شهر یار سبک تازِ غافلگیر کننده خورشید برج اسد در روز بیکار در برابر او چون بچه آهویی درمانده بود.
شرح ابیات غزل(۲۱۴)
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل : مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور
*
این غزل را نخست حافظ در چهل سالگی خود و در اندوه قتل شاه شیخ ابواسحاق در هشت بیت سروده و در آن بیت از بت مشکین کلاله نام برده است. لقبی که مردم شیراز به خاطر زلفهای بلند و منشکین شاه ابواسحاق به او دادبودند و حافظ هم در مرثیه این شاه ، این لقب را در ماده تاریخ فوت او استعمال می کند و می فرماید :
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
که مطابق است با عصر جمعه بیست ودوم ماه جمادی الاول ۷۵۷ هجری قمری سپس در زمان حمله شاه شجاع به شیراز و تصرف مجدد آن شهر در این غزل تغییراتی داده وابیاتی را که ایهام آن به شاه شجاع بر می گرددعلاوه به حساب شاه شجاع می گذارد.
حافظ در چهل سالگی می گویدکه دررویا چنین دیدم که پیا له یی از شراب در دست دارم. خواب گزاران چنین تعبیر کردند که : عطای بیغمبران اندر خواب اگر از طعام و شراب و جامه بود آنچ بدن ماند ، تفسیر آن است که علمی و دانشی و حکمتی بیابد- کتاب خوابگزاری صفحه ۳۸۹ به نقل از کتاب در جستجوی حافظ ) کارم بالا خواهد گرفت و در بیت دوم می فرماید پس از چهل سال ناکامی کشیدن در دو سال اخر سلطنت شاه ابواسحاق روز و روزگار خوشی داشتم البته شاعر این ایهام باطنی را در زیر پوشش ایهام و تعبیر سهل الحصول سن چهل سالگی حضرت رسول اکرم(ص) و نزول قرآن پوشانیده است.و آنها که در معنای این بیت تنها به سن تکامل ۴۰ سالگی روسل خدا و نزول قرآن بسنده می کنند، به انگیزه سرودن غزل و سال حافظ توجه کافی مبذول نمی دارند.
سپس شاعر با یاد آوری دوران خوش گذشته در چهار بیت اول غزل به روز گار حال می پردازد و در بیت پنج می فرماید در حال حاضر :
بر آستان میکده خون می خورم مدام روزی ما از خوان قدر این نواله بود
و بعد با حسرت هر چه تمامتر در بیت ششم به این نکته اقرار می کند که هرکس که در زمان استطاعت نتوانست آنطور که باید از باغ پر گل روزگار موافق حاصلی و گلی بچیند کلاهش پس معرکه است .بالاخره بیت هشتم و مقطع غزل یعنی غزلی را که حافظ در سن چهل سالگی در سوک شیخ ابواسحاق سروده این است:
گل بر جریده گفته حافظ همی نوشت شعری که نکته ئیش به از صدرساله بود
و بدین ترتیب غزلی را که حافظ پس از قتل شاه ابواسحاق و در رثاء او رد سال ۷۵۷ سروده. به این نحو پایان می پذیرد. اما سالها بعد در زمان شاه شجاع ودرست در زمانی که او پشت دروازه شیراز با تردستی و زرنگی و شهامت هر چه تمامتر پیش از آنکه شاه محمود بتواند کاری بکند ، خود را به رودخانه زده وارد شیراز می شود و با این حمله سریع خود بار دیگر شیراز را فتح می کند حافظ براین غزل دوبیت دیگر به جای بیت مقطع غزل اضافه و غزل را به نام شاه شجاع نموده و در بیت آخر غزل ، با اشاره به حمله سریع شاه شجاع می فرماید:
آن شاه تند حمله که خوررشید شیر گیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
و مفاد بیت اخیر کاملاً باز گو کننده حمله سریع شاه شجاع است که در تواریخ هم ضبط شده است . بنابراین این غزل در سال قتل شاه ابواسحاق در ۸ بیت و با بیت مقطع ( گل بر جریده) سروده شده و بعداً در فتح مجدد شیراز به دست شاه شجاع با برداشتن بیت مقطع قبلی و اضافه کردن دو بیت به صورت فعلی در آمده است. توضیحاً از مفاد بیت دوم این غزل که شاعر می فرماید ( چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت ) و تاریخ سرودن این غزل که سال ۷۵۷ هجری یعنی پس از قتل شاه ابو اسحاق است بر می آید که تولد حافظ در سال ۷۱۸ هجری شمسی است و اختلافات چند ماه بدین سبب است که قتل در اواسط سال انجام گر فته است. در پایان ، منظور حافظ از خورشید شیر گیر ریا، برج اسد است که یکی از ۱۲ برج تقویم است و در آن برج ، خورشید به نقطه اوج خود می رسد وآن برج را برج اسد یا شیر می نامند و حافظ خورشید را در اوج خود به مانند بچه آهوی ماده یی به هنگام حمله غافلگیر کننده شاه شجاع تشبیه می کند .
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون می‌خورم مدام روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
دیدم به خواب خوش که دستم پیاله بود     تعبیر فت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت   تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که م یخواستم زبخت         در چین زلف آن بت مشکنی کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر           دولت مساعد آ«د و می در پیاله بود
برآستان میکده خون می خورم مدام     روزی ما زخوان قدر این نواله بود
هرکو نکاشت مهر و زخوبی گلی نچید   در رهگذار باد نگهبان لاله بود
برطرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح           آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه     یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تند حمله که خورشید شیر گیر       پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
۰
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن
بستن