تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید

تیر چشم – دل از من برد و روی از من نهان کرد – غزل ۱۳۷ – ۱۷۹

۱۷۹- تیر چشم

دل از من برد و روی از من نهان کرد       خدا را باکه این بازی توان کرد ؟
شب تنهای ام درقصد جان بود     خیالش لطف های بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم     که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جانسوز   طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که برمن     صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است       که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت     که یار من چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی       که تیر چشم آن ابرو کمان کرد
توضیحات :
دل از من برد ( عاشقم کرد ) خدا را ( برای خدا ) شب تنهایی ( شام هجران ) نرگس ( استعاره از چشم معشوق ) صراحی ( شیشه می ) بربط ( نوعی ساز زهی مانند تار ) فغان کرد (گریست ) وقت وقت ( کاملاًمناسب زمان ) عدو ( دشمن ) معنی بیت ۲( شام هجران و فراق می خواست برمن شبیخون بزند ولی نقش خیال محبوب دراین گیرو دار بی اندازه مهربانی کرد و کمکم نمود ) معنی بیت ۳( چرا مانند لاله خونین جگر نباشم زیرا که چشم محبوب به ما التفات نکرد ) معنی بیت ۵( بدان گونه معشوق مرا شمع گونه در غم جدایی گداخت که شیشه می برحالم گریه کرد و ساز موسیقی نالید )
نتیجه تفال :‌
۱-   او چون مردد است نمی تواند تصمیم عاقلانه بگیرد بنابراین دست به کارهایی می زند که موجب ناراحتی جنابعالی می گردد پس بسیار بجاست اعتما او را جلب کنی و برایش هدیه ای بخری و بدون تعارف مطالب را با او درمیان گذاری
۲-   او نیزبه جنابعالی علاقه مند می باشد اما بیچاره راز و رمز عشق را نمی داند و خیال م یکند اینگونه موفق تر است از افراد سیگاری و افیونی جداً دوری کنید چون جنابعالی از خانواده ای اصیل هستید و دارای ریشه ای قوی می باشید
۳-   سه فرزند در طالع دارید که دومی شخص مهمی می شود ارزش خود را بدانید اجرای این نیت با دقت سرعت عمل لازم درکار راهنمایی از یکی از اساتید و مساوره توام با کوشش و علاقه لازم دارد برخدا توکل و نذر خود را ادا کنید
۴-   از چنین روحیه ای برخورد دارید جدی محتاط پر انرژی پرکار مورد توجه با اراده اهل عمل خودخواه برنده نهایی رفیق دوست مصمم مسوول استثنایی مدیر لایق اهل رقابت مورد احترام با ایمان کمک رسان رقیق القلب دمدمی مزاج زود رنج دست و دلباز عاشق خانواده
۵-   دیگران را به خاط او نفروشید ولی به او تفهیم کنید که هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد حوصله داشته باشید و زود تصمیم نگیرید زیرا آتش تند زود خاکستر می شود همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه بروید عزیزم تورا به عشق به آب به گیسوان شب و دم سپیده شادی سوگند می دهم عروس باش اما عروسک مباش
۶-   جدیداً خانواده شما دچار سردرگمی درمعامله یا تغییر و تحولی شده اند به آنها بگویید فعلاً دست نگه دارند و دقیقاً ۳۰ روز دیگر اقدام کنند که به نفع آنهاست
۷-   خواجه در بیت های ۱-۶- به ترتیب فرماید ( جانان از من دل ربود و درعین حال رویش را از من پنهان کرد برای خاطر خدا و بحق خدا انصاف دهید که این بازی را با چه کسی م یشود انجام داد ) ( ای باد صبا اگر چاره گر هستی وقت چاره است زیرا که دردو بلای اشتیاقم قصد جانم را داد پس از جانان خبری بیاور که طاقتم از سر گذشته است ) خود تفسیر کنید
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل (۱۳۷)
خدارا … : … به خاطر خدا بگویید ….، برای خاطر خدا انصاف دهید ، برا خدا . مرا شب تنهایی …..، شب تنهایی مرا……
نرگس او: چشم نرگس او.
سرگران کرد : سرسنگینی نشان داد.
خونین دل: دلخون ، کنایه از اندوهگین بودن.
بدان سان سوخت: بدان سان سوزانید.
صراحی و بربط فغان کرد : کنایه از صدایی است که به هنگام خروج شراب از گلوی تنگ صراحی خارج می شود و مشابه صدای گریه کردن است و فغان بربط یا صدای تنبور که به فریاد تشبیه شده است.
وقتِ وقت است: هم اکنون موقع آن است ، مناسب ترین وقت است.
عدو: دشمن.
آن نکردی: دشمن آن نمی کرد.
تیر چشم: مژگان چشم ، اشاره و غمزه چشم.
معانی ابیات غزل (۱۳۷)
(۱)دل مرا ربود و روی خو د را از من پنهان کرد . به خاطر خدا انصاف دهید، چه کسی را می توان این گونه بازی داد.
(۲) (وحشت) شب تنهایی قصد جان مرا کرده بود (که) تصویر خیالی او لطفهای فراوان کر د( و مرا از تنهایی نجات بخشید.
(۳) چرا مانند دلم مالامال خون نباشد که چشم چون نرگس او با ما بی التفات و سرسنگین است.
(۴) کجا باز گو کنم ( با که باز گو کنم ) که با این دردی که آتش به جانم زده است ، طبیب قصد کشتن من بیچاره را کرده است.
(۵) آنگونه چون شمع مرا سوزانید که صراحی به حالم گریه کرد و بربط فغان وناله برآورد.
(۶) ای نسیم صبا اگر راه چاره یی به نظرت می رسد هم اکنون وقت آن فرا رسیده است زیرا درد شوق دیدار او آهنگ کشتن مرا کرده است .
(۷) با دوستان مهربان چگونه می توان بازگو کرد که یار ما با ما بدین سان سخن گفت و بدین رفتار کرد .
(۸) دشمن با جان حافظ کاری را که تیر نگاه چشم آن کمان ابرو کرد، نمی کرد.
شرح ابیات غزل (۱۳۷ )
وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
بحر غزل :هزج مسد س مقصور
*
پیش از آن گفته شد که حافظ شیرین سخن ، غزلها عاشقانه خود را نه مانند یک شاعر عاشق دل از دست داده که به مانند یک شاعر عارف دل آگاه می سراید و حاصل کار او با کیفیت ظاهری کلام و رگه های ایهام ورد زبان همه عشاق و دردمندان جوامع فارسی زبان در قرون و اعصار خواهد بود . این غزل یکی از آن نمونه هاست که هر چند فاقد مفاهیم عرفان است واجد ایهاماتی بوده و به ظن این ناتوان در دوره جوانی و اوایل حکومت امیر مبارزالدین و در غیاب شاه ابواسحاق سرو ده شده و شاعر در قالب گله مندی از دوری دلدار اشارات وایهاماتی هم به غیبت شاه شیخ ابواسحاق دارد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جان سوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابروکمان کرد
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
دل از من برد و روی از من نهان کرد       خدا را باکه این بازی توان کرد ؟
شب تنهای ام درقصد جان بود     خیالش لطف های بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم     که با ما نرگس او سرگران کرد
که را گویم که با این درد جانسوز   طبیبم قصد جان ناتوان کرد
بدان سان سوخت چون شمعم که برمن     صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است       که درد اشتیاقم قصد جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت     که یار من چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی       که تیر چشم آن ابرو کمان کرد
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن