زلف خاتون – خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد – غزل ۱۰۸ – ۱۶۵

۱۶۵- زلف خاتون

خسروا گوی فلک درخم چوگان تو باد   ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفته پرچم تست       دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشای عطارد صفت شوکت تست     عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد   غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد     هرچه درعالم امرست به فرمان تو باد
حافظ خسته به اخلاص ثنا خوان تو شد   لطف عام تو شفا بخش ثنا خوان تو باد

:: ::

توضیحات :
خسرو ( ای پادساه ) گوهر فلک ( کنایه از قدرت و عظمت گوی گردون ) چوگان تو باد ( دست خوش و سرگردان تو باشد ) طغراکش ( فرمان پادشاهی ) طیره ( خفت – سبکی ) طوبی ( درختی در بهشت ) خلد ( بهشت ) ساحت ( میدان ۹ معنی بیت ۱( پادشاها حق تعالی به تو قدرت و عظمتی دهد که مافوق تصور باشد ) معنی بیت ۲( گیسوی ملکه پیروزی عاشق پرچم و درفش توست و چشم پیروزی گشایش جاودانی و دلباخته تاخت و تاز باد ) معنی بیت ۳( ای که دبیری تیر و عطار د نشانه توصیف عظمت تو می باشد پس عقب کل که مجمع خردهاست بنده و فرمان نویس تو باد )
نتیجه تفال :
۱-   خواجه در بیتهای چهار و پنجم به ترتیب فرماید : ( بالای سرو آسای تو مایه سبکی و خفت جلوه گری و خود نمایی طوبی درختبهشتی گشت و پهنه گلستان تو مایه رشک بهشت اعلی باد ) ( نه تنها تمام حیوانات و نباتات و جمادات بلکه هرچه درعالم کون و مکان ورجود دارد به زیر فرمان تو باشد ) تفسیر این دو معنی با نیت جنابعالی کاملاً توافق دارد
۲-   شخصی سعادتمند و از زندگی خوبی برخوردار هستید به گونه ای که دیگران نسبت به شما غبطه و بعضاً حسادت م یکنند پس ارزش زندگی خود را بدان که حسودان قصد اخلال دارند
۳-   او کامالً مطیع و منقاد شماست اما کسی او را تحریک می کند پس لازم است جنابعالی با عشق و محبت قلب او را تصاحب کنی
۴-   شما زا چنین ویژگیهایی برخوردارید افسونگر سحر آمیز واقعا ً زرنگ قدرت طلب روشنفکر مذهبی زیرک و دانا عاقل هوشیار ناقلا و مرموز دقیق پشتکاردار مدیر و مدبر استثنایی کله دار موفق و برنده خوشگذران اهل ریسک بی پروا به موقع می توانی هردل سنگی را مانند موم نرم کنی خلاق با اراده و زود رنج لطفاً اگر حقیقت را گفتم اولا ًمرا دعا کن ثانیاً درحفظ این کتاب کوشا باش
۵-   معامله ای در پیش است که طرف مقابل خیلی نیرنگ باز می باشد کاملاً مواظب باشید کسی دراین هفته از مشا رنجیده است حتماً دل او را بدست آورید که دعایش کار ساز است
۶-   این نیت باکمی حوصله حتماً عملی می گردد تلاش سرعت عمل و دقت از ابزار موفقیت جنابعالی است نذر خود را ادا کنید جهار فرزند در طالع دارید که آخری نابغه خواهد شد و به مقام رفیع و بلندی دست می یابد همسر شما دمدمی مزاج و ولخرج است مواظب کارش باشو عاشقانه درخدمت او باش که بهتر از او به دست نمی آورید
۷-   از طنازی و مالحت خود در بهتر شدن زندگی بهره بگیر به خدا از هیچ کس کمتر نیستی اما متاسفانه اراده ایت ضعیف می شود و خود را گم م یکنی و گرنه هر تصمیمی بگیری قادر به انجام آن هستی پس حرکت کن یا علی

کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل (۱۰۸)
خسروا: ای خسرو، پادشاها.
گوی فلک: (اضافه‌تشبیهی) فلک به گوی تشبهی شده کنایه از زمین.
خم چوگان: انحنای چوگان، کنایه از چوگان بازی است که گوی را با چوگان که به شکل عصاست و در انحنای آن، محصور کرده به سوی دروازده می‌برند.
ساحت: پهنه، میدان، عرصه.
کون و مکان: جهان و همه آنچه در آن است.
عرصه: پهنه، فضای محوطه بازخانه.
خاتون ظفر: (اضافه تشبیهی) ظفربه خاتون و بانو تشبیه شده.
شیفته: واله و حیران، سرگشته.
دیده فتح ابد: چشم پیروزی جاودان.
جولان: دور زدن، تاخت و تاز.
انشاء: نوشتن ادیبانه.
عطارد: نام یکی از سیارات منظومه شمسی که در نزد قدما به عنوان دبیر و نویسنده فلک و منسوب به کاتبان و منجمان و ادیبان نام‌گذاری و مشهور شده و به زبان فارسی تیر نامیده می‌شود. سابقه نسبت عطارد به دبیری فلک به اساطیر یونان و روم برمی‌گردد که ستاره عطارد یا هرمس یا مرکور را فرزند زئوس و آفریننده دبیری و کتابت و شعر می‌دانستند.
طغراکش: طغرانویس، دبیری که به خط طغرا احکام را مزین می‌ساخته، خط طغرا عبارت از نوشتاری است که در نیمدایره یا هلال یا اشکال مرغ و در بالا و حاشیه فرمانها، مطالب را می‌گنجانیده‌اند و نوعی هنرمندی خطاطی- نقاشی بوده است.
دیوان: دفترخانه اداری و محاسبات اداره امور حکومتی.
طیره: خشم و غضب، خفت.
غیرت: رشک، حسد.
خلدبرین: بهشت جاوید برترین.
عالم امر: عالم ملکوت، عالم فرشتگان.
اخلاص: صفای خاطر، پاکی نیت.
ثناخوان: مداح.
معانی ابیات غزل (۱۰۸)
(۱) پادشاها گوی زمین فرمانبر خم چوگان و پهنه جهان میدان بازی تو باشد.
(۲) زلف بانوی پیروزی، واله و حیران پرچم تو و چشم پیروزی دائم، عاشق تاخت و تاز تو بود.
(۳) ای آنکه دست خط عطارد دبیر، وصف شوکت و جلال توست، عقل کامل، بنده و چاکر طغرانویس دفتر دبیری تو باد.
(۴) قامت سرو مانند تو سبب خواری و خفت درخت طوبی شد. فضای بارگاه تو سبب رشک بهشت برین بادا.
(۵) نه تنها حیوانات و نباتات و جمادات عالم خاکی، بلکه هرچه در عالم ملکوت است زیر فرمان تو باد.
(۶) از روی نیت پاک، حافظ دردمند تو را مدح گفت. خدا کند که لطف همگانی تو برای دردهای این دعاگو شفا باشد.
شرح ابیات غزل (۱۰۸)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات
بحر غزل: رمل مثمن مخبون مقصور
*
این شعر را که با نام پادشاهی شروع و با تعریفهای اغراق‌آمیز ادامه و به اختصار به پایان برده می‌شود نمی‌توان یک غزل نامید. به نظر این ناتوان اصل شعر مفصل‌تر از این بوده و حاصل کار ایام جوانی شاعر است که هنوز در کار شعر و شاعری به سرحد کمال نرسیده و برای سلطان ابواسحاق یا سلطان مسعود اینجو در قالب قصیده سروده شده و بعدها توسط شاعر، ابیاتی چند حذف و یا در اثر مرور زمان بقیه آن در دسترس جامع دیوان حافظ قرار نگرفته است. شاعر پس از یکدوره کوتاه دارای سبک و شیوه غزلسرایی مخصوص به خود شده و از سرودن اشعاری به سبک بالا خودداری نموده است.
ذکر این نکته ضروری است که حافظ پژوهان محترمی که این شعر و اشعار مشابه به آن، مانند غزل (جمالت آفتاب هر نظر باد) را به خاطر اینکه با شیوه کلام فصیح و بلیغ حافظ در دوره کمال شعر و شاعری او منافات دارد، از دیوان او حذف می‌کنند تا مجموعه یکدستی از اشعار شسته و رفته حافظ، در اختیار نسل بعدی قرار گیرد از این نکته غافلند که این عمل سبب می‌شود راه تحقیق و مطالعه برای آیندگان سد و بسته شود.
کدام شاعری تا به امروز سراغ داریم که اشعار دوره جوانی و میانسالی و دوره پیری و کمال او همه یکسان و یکدست باشد؟ در همین دیوان حافظ غزلهایی هست که اساتید محترم آنها را در دیوانهای چاپ شده خود آورده‌اند در حالی که حاوی ابیاتی با حشو قبیح و پاره‌یی نارساییهای بلاغتی است و همین نکات اقوی دلیل بر تشخیص زمان سرودن غزل است و کیست که نداند حافظ لسان‌الغیب زودتر از حد معمول به دوره بلوغ شعری خود رسیده و قله بلاغت را فتح و تا به امروز بر بلندای آن سرافروز ایستاده است.
لازم به ذکر است که مرحوم قزوینی در دیوان قزوینی- غنی این شعر را یکبار در غزلها و بار دیگر در قسمت مقطعات آورده و توضیح داده‌اند که معلوم نیست این شعر غزل است یا قطعه. به هر حال در صورت موجود شعری ناقص است که نمی‌توان آن را غزل یا قصیده به حساب آورد.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشا عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
خسروا گوی فلک درخم چوگان تو باد   ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفته پرچم تست       دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشای عطارد صفت شوکت تست     عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد   غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد     هرچه درعالم امرست به فرمان تو باد
حافظ خسته به اخلاص ثنا خوان تو شد   لطف عام تو شفا بخش ثنا خوان تو باد
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن