تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید

مهر ورزی – پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود – غزل ۲۰۶ – ۱۴۹

۱۴۹- مهر ورزی

پیش ازینت بیش ازن اندیشه عشاق بود       مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
ردر شاهم گدایی نکته ای درکارکرد   گفت : برهرخوان که بنشستم خدا رزاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان   بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
حسن مهرویان مجلس گرچه دل می برد و دین بحث ما درلطف طبع و خوبی اخلاق بود
ازدم صبح ازل تا آخر شام ابد   دوستی و مهر بریک عهد و یک میثاق بود
پیش ازین کان سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
سایه معشوق اگر افتاد برعاشق چه شد       مابه او محتارج بودیم او به ما مشتاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار   دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
درشب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن     سرخوش آمد یار و جامی برکنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد       دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
توضیحات :
پیش از ینت(قبل ا زاین ) اندیشه عشاق ( به فکر عشاق ) شهره ( مشهور ) آفاق ( اطراف عالم ) شهر ه آفاق ( سراسر جهان ) نوشین لبان ( زیبا رویان شیرین لب ) میثاق ( پیمان استوار ) سقف سبز ( آسمان ) طاق مینا ( آسمان = گنبد فلک ) طاق ( کمان ابروی معشوق ) رشته تسبیح ( بند تسبیح ) سیمین ساق ( سفید و سیم پیکر ) صبوحی کرده ام ( باده نوشیده ام ) طاق ( طاقچه ) خلد ( بهشت ) معنی بیت ۶( قبل از این که این آسمان و روزگار افراشته شود نظرمهر و عشق می ورزیدم ) معنی بیت ۷( اگر سایه لطف و محبت معشوق برسرعاشق باشد جای تعجب نیست زیرا ما عاشقان به معشوق نیازمندیم و معشوق هم به مهر ورزی ما نیاز دارد )
نتیجه تفال :
۱-   هر روز می گویی دریغ از روز گذشته درحالیکه باید تصمیم خود را قطعی بگیری و با قدرت و شوکت عمل کنی و از تردید و دو دلی دست برداری که آفت پیشرفت می باشد
۲-   جنابعالی درهر جمعی نمونه و مورد توجه هستید پس نیازی ندارید که او از شما تعریف یا انتقاد کند بلکه به خود متکی باشید
۳-   وسواس و تردید شما را پژمرده کرده است وآن شادابی گذشته را ندارید پس اگر می خواهید کارهایتان با نظم باشدو آن طوری که می خواهید انجام بگیرد سعی کنید دقت کنید تصمیم بگیرید وقت شناس باشید
۴-   تحولی جدی در زندگی خانوادگی شما ایجاد می شود که به نفع پدر و مادر یا همسرتان خواهد بود هدیه ای دریافت می کنید و از مسافر خبر خوشی می رسد و ازدواج عملی می گردد و طلاق به اصلاح می گراید خرید و فروش اشکال ندارد .
۵-   ویژگیهای جنابعالی عبارتند از اهل سیر و سفر خوشگذران رفیق پرور پرحرف با محبت پرسر وصدا ورزشکار حادثه جو  خوشرو با ایمان عاقل رک گو و بی پرواراستگو ولخرج اهل رقابت پرمدعا زود رنج دمدمی مزاج وسواسی .
۶-   این نیت عملی می گردد و اشکالی درآن وجود ندارد بلکه با توکل به خدا و ادای نذر و رفتن به یکی از مشاهد متبرکه و خواندن سوره مبارکه یوسف آیه ۱۰ تا ۳۰ گشایش بسیار خواهد بود
۷-   خواجه دربیت های  ۱-۲-۳ به ترتیب فرماید ( قبل از این خیلی بیشتر از حالا به فکر عشاق بودی و سعی و کوششی که درمحبت نسبت به ما می کردی مشهور آفاق و عالم بود ) ( بردر شاه بودم که گذایی نکته جالبی به من گفت اینکه برسر هر سفره که نشستم درحقیقت روزی دهنده خدابود ) یاد باد آن شبها که با دلبران شیرین لب ا زعشق بحث می کردیم و از حلقه عشق سخن گفته میشد ) خود تفسیر کنید .
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل (۲۰۶)
پیش از اینت: پیش از این ، ترا ….
شهره آفاق :زبانزد همگان ، مشهور جهان .
اندیشه:فکر و تدارک ، فکر وتدبیر و چاره جویی
صحبت :مصاحبت ، معاشرت ، مجالست ، هم نشینی .
حلقه عشاق: گردهمایی عاشقان .
بحث:مباحثه ، گفت گو .
لطف طبع:سبک روحی ، نرم خوبی ، نکو خویی ، خوش اخلاقی.
سقف سبز: گنبد سبز اخضر ، کنایه از آسمان .
طاق مینا : طاق مینایی ، گنبد نیلگون ، کنایه از آسمان ، سقف سپهر .
منظر:دیدگاه ، نظر گاه.
از دم صبح ازل :از آغاز بامداد روز بی ابتدایی سرنوشت ساز نخستین
تا آخر شام ابد:تا پایان شام جاودانگی .
میثاق: پیمان استوار ، عهد ثابت و پا برجا .
رشته:نخ، بند، ریسمان نازک.
ساعد :بازو .
سیمین ساق:پاهای سفید نقره یی .
شب قدر : یکی از شبهای فرد نیمه دوم ماه رمضان که قرآن یکجا بر قلب پیامبر ( ص) نازل شد.
صبوحی کرده ام :شراب بامدادی نوشید ه ام .
بر کنار طاق بود : در گوشه رف و تاقچه زیر سقف جای داشت .
نکته یی در کار کرد:لطیفه و سخن مؤثری بر زبان راند .
خوان:سفره طعام .
رزاق : روزی دهنده .
زمان آدم:آن زمان که حضرت آدم در بهشت می زیست .
باغ خلد:باغ جاویدان ، کنایه از بهشت .
اوراق : ورقها ، برگها .
معانی ابیات غزل(۲۰۶)
(۱) در گذشته پیش از این به فکر و یاد عاشقان بودی و پیوند گرم ومهر و محبت تو با ما ، در سراسر گیتی مشهور بود .
(۲) هر گز فراموش مباد آن هم نشینی شبهایی که با شیرین لبان به گفتگو در باره راز عشق واسرار مجالس عاشقان سپری می شد.
(۳) هر چند زیبایی ماهرویان مجلس دل ودین ما را می برد باز گفتگوی ما در اطراف مزایای خوش طبعی و نکو خویی دور می زد.
(۴) پیشتراز اینکه این آسمان کبود و سقف نیلی فام سپر را برپا کنند ابروی معشوق ، مانند سقفی ، باز دارنده دیدار چشم من در انحنای خود بود .
(۵) از آغاز بامداد روز بی ابتدای سرنوشت تا پایان شام ابدیت ، مهر و محبت بر یک پیمان استوار وثابت قرار داشته ودارد.
(۶) اگر سایه لطف معشوق بر سر عاشق افتاد جای شگفتی نیست ، ما به او نیاز داشتیم و او نیز به ما تمایل داشت .
(۷) مرا ببخش اگر بند تسبیحی که در دست داشتم پاره شد! زیرا دست من در بازوی ساقی با ساق بلورین و سفید حلقه شده بود !
(۸) بر من خورده مگیر که چرا در سحرگاهان شب قدر شراب بامدادی نوشیده ام زیرا یار بی خبر و با حالت نشاط و سرخوشی از در درآمد جام شرابی هم در کنار تاقچه اطاق موجود بود.
(۹ ) بر در خانه شاه ، گدایی لطیفه و سخن بکری با من در میان گذاشت . گفت بر سر هر سفره یی که نشستم در یافتم که روزی دهنده اصلی خداست .
(۱۰) ازآن زمان که حضرت آدم در بهشت بود ، شعر حافظ برای زینت بر برگهای گل نسرین و گل سرخ نوشته شده بود.
شرح ابیات غزل(۲۰۶)
وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
بحر غزل: رمل مثمن مقصور
*
این غزل در ایام سلطنت شاه شیخ ابواسحاق سروده شده و از آنجایی که همیشه روابط شاه با درباریان و شعرا وهنرمندان به یک اندازه و به طور مستمر ، چنانکه خواسته اطرافیان است نمی تواند بر قرار باشد و از آنجایی که شاعران حساس و هنر مند پیوسته متوقّع حضور در مجالس صاحبدلان اند چنین اشعار گلایه آمیزی به منظور بذل توجه شاه سروده می شده است شاعر در این غزل ده بیتی پس از گلایه، به یاد شبهایی که در محفل شاهانه با حضور دخترکان ساقی خوشرو و درباره حسن خلق و ایقثار آن به زیبایی ، همقطاران به مباحثه می پرداخته یاد می کندو در بیتی مراتب ثبات عهد و پیمان خود را در هر حال که باشد به شاه یادآوری می نماید و ابیاتی هم به حکم معانی کلمات قوافی با مضامین متنوّع و زیبا چاشنی غزل کرده و به عنوان تفاخر در مقطع غزل می فرماید هنوز که آدم ابوالبشر به روی زمین نیامده بود اشعار من را در باغ بهشت به عنوان زینت بر روی برگهای گل سرخ و نسترن می نوشتند . موضوعی نویسنده این سطور متحمل می داند اینکه نخست در زمان شاه شیخ ابو اسحاق این غزل بدون بیت چهارم توسط حافظ سروده شده و مضمون مصراع اول این بیت را شاعر در بیت ریز به کار گرفته و با الحاق به غزل ، آن را بخدمت سلطان ارسال داشته است :
پیش از آن کان نُه رواق و چرخ اخصر بر کشند دور شاه کامگار وعهد ابواسحاق بود
اما بعدها که از عهد شاه ماضی فاصله گرفته در مواردی که این غزل خوش بیان را در جایی می خوانده به جای این بیت ، بیت چهارم غزل را در همین مضمون ساخته وبه حکم ضرورت، قافیه ( طاق) در غزل تکرا شده است و تکرار قافیه با مضامین قوی نه عیب غزل و نه موجب این باید بشود مصحّحی آن را از غزل حذف کند و حافظ به کرات در غزلهای مختلف این تکرار را مجاز شمرده هر چند که در اکثر موارد اساتید محترم و حافظ شناسان به حذف و تعبیر آن کوشیده اند
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مه رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
پیش ازینت بیش ازن اندیشه عشاق بود       مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
ردر شاهم گدایی نکته ای درکارکرد    گفت : برهرخوان که بنشستم خدا رزاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان   بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
حسن مهرویان مجلس گرچه دل می برد و دین بحث ما درلطف طبع و خوبی اخلاق بود
ازدم صبح ازل تا آخر شام ابد    دوستی و مهر بریک عهد و یک میثاق بود
پیش ازین کان سقف سبز و طاق مینا برکشند  منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
سایه معشوق اگر افتاد برعاشق چه شد       مابه او محتارج بودیم او به ما مشتاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار   دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
درشب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن      سرخوش آمد یار و جامی برکنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد       دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن