درمیکده – بود آیا که در میکده‌ها بگشایند – غزل ۲۰۲ – ۱۴۰

۱۴۰- درمیکده

بود آیا که درمیکده ها بگشایند     گره از کار فرو بسته  ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خود بین بستند   دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان که صبوحی زدگان     بس دربسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید     تاحریفان همهخون از مژها بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب     تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشاید
درمیخانه ببستند خدایا مپسند   که درخانه نزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا     که چه زنار زیرش به جفا بگشایند
توضیحات :
گره گشودن ( آسان شدن مشکل ) از بهر ( از برای ) دل قوی دارد ( دل خوش = امیدوار ) صبوحی زدگان ( کسانی که شراب بامدادی می نوشند ) مفتاح ( کلید ) نامه تعزیت ( سوگ نامه = نامه عزاداری ) دختر رز ( استعاره از شراب ) حریفان ( دشمنان ) خون از مژه ( اشک خونین ) گیسوی چنگ ( تارهای چنگ ) مغ بچگان ( ندیمان = میخانه چی زادگان = ساقی زیبای میخانه ) خدایا مپسند ( خدایا روا مدار ) معنی بیت ۳( به سبب صفا و پاکی دل زندان که صبوحی شراب نوش می کنند خیلی درهای بسته را با کلید دعا آنها می گشایند ) معنی بیت ۷( ای حافظ فردا خواهی دید که از زیر خرقه تو چه کمربند دغل و نادرستی و ستم و جور گشاده می شود و چگونه رسوا خواهی شد )
نتیجه تفال :
۱-   خواجه صراحتاً به شما توصیه می کند برای اجرای هرکاری دعا کنید که کلید همه مشکلات می باشد پس همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید و بسیار بجاست با خلوص نیت وحضور قلب سوره مبارکه الانفال از آیه ۳۰تا ۶۰ را با حضور قلب و معنی بخوانید
۲-   حافظ دربیت اول فرماید ( ای دل آیا آن روز می رسد که درمیخانه ها را باز کنند و از کار بسته ما گره بگشایند و مشکل ما اسان و حل شود ) جنابعالی خود هرچه م یخواهید از این بیت و معنی برداشت کنیدکه عین صواب است
۳-   فرزندم این مشکل صد درصد به شرط دقت سرعت علاقه تلاش بیشتر قابل حل می باشد زیرا زور بازو و قدرت و مقام راهگشای این نیت نمی باشد
۴-   تردید کرا از خود دور سازید بلکه با قدرت و شدت و اراده ای قوی دست به کار شوید و با یکی از آشنایان هم مشورت کنید زیرا انسانهای موفق از زمان بهترین بهره را می برند جنابعالی آینده ای بس درخشان در پیش دارید به شرط آنکه خرابش نکنید
۵-   به زودی ملاقاتی روی می دهدکه نافع و سودمند می باشد یکی ازشمابسیار رنجیده از او دلجویی کنید که دعایش مستجاب می شود
۶-   او به شما علاقه مند است و لی راه و رسم ابزار آنرا نمی داند پس برواو خردهنیرید و زیاد سریه سرش نگذارید که کسی دیگر مشغول وسوسه کردن اوست ممکن است کار به دست خود بدهید
۷-   جنابعالی دارای ویژگیهای زیر هستید کله شق لجبار خطرناک جنگجو پر طاقت ناکام بد عنق مغرور فرمانه ماب با اعتماد به نفس قوی رفیق باز حادثه جو سخاوتمند جاه طلب جدی فعال و کاری قدرت ماب با ایمان مخلص وسواسی و ولخرج بدانید که خداوند همیشه یار و یاور شماست پس سپاسگزار او باشید
۸-   درمعامه ای که فکر می کنید ضرر خواهید کرد داخل نشوید و به پدر و همسر خود بگویید فعلاً دست نگه دارد زیرا زمان به نفع شماست
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل (۲۰۲)
بود آیا:آیا امیدی هست، آیا ممکن است ، آیا روزی می رسد.
خود بین:خودخواه ، مغرور ، متکبر.
به صفای دل رندان :سوگند به صفای دل رندان.
صبوحی زدگان:نوشندگان شراب بامدادی.
مفتاح:کلید.
نامه تعزیت دختر زر بنویسید:مرثیّه نامه شراب را بنویسید ، تعزیت نامه شراب را نوشته و اعلام عزدارای کنید.
حریفان: هم پیاله ها.
گیسوی چنگ: تارهای چنگ.
مغبچگان: بچه مغان ، نوجوانان مغ میکده ها.
زلف دوتا بگشایند:زلف و گیسوی دو طرف سر خود را پریشان و دَرهَم کنند.
فردا: به زودی ، فردای قیامت.
ببینی فردا:به زودی خواهی دید، در قیامت خواهی دید.
که چه زنار:که چگونه زُنّار.
به جفا:به قهر وغلبه.
معانی ابیات غزل(۲۰۲)
(۱) آیا ممکن است که در میکده ها را گشوده ، گره از کار فروبسته ما باز کنند؟
(۲) اگر (عده یی) برای رضای خاطرزاهد خودخواه بستند مطمئن باش که( عده دیگری ) برای رضای خاطر خدا باز خواهند کرد.
(۳) سوگند به دل پاک و ضمیر روشن رندان که باده نوشان بامدادی چه بسیاری در ها بسته را با کلید دعا خواهند گشود.
(۴ )در مرگ شراب ، تارهای چنگ را ببرید تاهمه نوجوانان خادم میکده گیسوان دوتای خود را پریشان کنند.
(۵) سو ک نامه شراب را بنویسید ( و برخوانید) تاهم پیاله ها ، به جای اشک، خون از نوک مژه ها جاری کنند. (۶) در میخانه را بستند. ای خدا را ضی مشو که در (برابر آن)در خانه ریا و فریب کاری باز کنند .
(۷) حافظ، بزودی خواهی دید که از زیر این خرقه ریایی که بر تن داری چگونه با قهر و غلبه رشته زنار را باز می کنند (و بیرون می کشند ).
شرح ابیات غزل(۲۰۲)
وزن غزل:فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل: رمل مسبغ مخبون اصلم مسبغ
*
فخر الدین عراقی: بود آیا که خرامان ز درم باز آیی گره از کار فروبسته ما بگشایی
*
امیر مبارزالدین ، این مرد خشن و متعصب که خود در ایام جوانی شرابخوار بود پس از رسیدن به حکومت شیراز به حکم سیاست و مردم فریبی ، دستور بستن میخانه ها وخرابات را صادر و خلایق را به نماز جماعتکه خود در روزهای جمعه امامت آن را به عهده داشت فرا می خوانند تا طبقه روحانی و شیوخ و متولیان شریعت را که از باز نمودن میخانه ها در زمان شاه ابو اسحاق دل خوشی نداشتند راضی و همراه سازد . این غزل را حافظ به این مناسبت سروده و در دهان مردم انداخته ودر آن یک پیش بینی جالب نمده که به حقیقت می پیوندد.
حافظ در مطلع غزل خطاب به خود می گوید: آیا ممکن است این دارو دسته یی که در میخانه را بستند دوباره باز کنند وکار ما باده نوشان را سرو سامان بخشند؟ و بلافاصله در بیت دوم می گوید همانطور که این دارو دسته برای رضایت خاطر یک مشت متشرّعین ریا کار در میکده ها را بستند مطمئن باش که دارو دسته دیگری می ایند و برای رضای خاطر خدا دوباره آن باز می کنند. فاعل (بستند) با فاعل ( بگشایند) در این بیت دو شخصیت است و نمی تواند یک نفر باشد زیرا معنای شعر دچار تزلزل می شود و نمی توان تصور کرد که حاکم متعصبی ، در میخانه را برای خاطر زاهدببندد و بعد برای خاطر خدا باز کند. این پیش بینی چند سال بعد به وقوعد پیوست وشاه شجاع آب رفته را به جوی برگردانید . شاعر در بیت سوم به صفای دل رندان و درویشانی چون خودش ، با ایمان تمام سوگند می خورد که باده نوشان بامدادی به هنگام دعا ونماز سحر، از سر صدق و صفا از خدا می خواهند که این در بسته را دوباره باز کند و بازهم خواهد شد.
شاعر در بیت چهارم و پنجم در سلوک مرگ می ناب داد سخن داده و در بیت ششم که ضرب المثل را یج و ورد زبان مردمان ، به هنگام بر خورد با حاکمان متظاهر و ریا کار است از خدا می خواهد که حالا که ریا کاران در پناه مذهب در میخانه را بستند تو هم راضی مشو که در گشودن در خانه ریا موفقیتی حاصل کنند . و در بیت مقطع ، حافظ طبق روال احتیاط و سنت استتار همیشگی، خود را به جای طرف مقابل نهاده به خود خطاب می کند که این خرقه که برای تظاهر و مردم فریبی بر تن کرده و در زیر آن رشته زنار بسته یی به زودی از تنت بیرون خواهند آورد تا رشته زنّار آشکار شده آنگاه با قهر و غضب آن را باز کرده و تو را مفتضح خواهند نمود . طرف خطاب شاعر در این شعر ، امیر مبارزالدین است و همانطور که حافظ پیش بینی کرده بود پس از ۴ سال حکومت توأم با سخت گیریهای فراوان به دست فرزندش کور و از سلطنت خلع گردید.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
بود آیا که در میکده‌ها بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
بود آیا که درمیکده ها بگشایند        گره از کار فرو بسته  ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خود بین بستند     دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان که صبوحی زدگان     بس دربسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید       تاحریفان همهخون از مژها بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب      تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشاید
درمیخانه ببستند خدایا مپسند      که درخانه نزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا     که چه زنار زیرش به جفا بگشایند
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن