تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید

جام به دست – آن کس که به دست جام دارد – غزل ۱۱۸ – ۱۱۹

۱۱۹- جام به دست

آن کس که به دست جام دارد       سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات ازو یافت       درمیکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار       کاین رشته ازو نظام دارد
ما ومی و زاهدان و تقوی         تایار سرکدام دارد
بیرون زلب توساقیا نیست   در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوه های مستی   از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را         وردی است که صبح و شام دارد
برسینه ریش دردمندان           لعلت نمکی تمام دارد
درچاه ذقن چو حافظ ای جان       حسن تو دو صد غلام دارد

:: ::

توضیحات :
جام ( می ) سلطانی جم ( سلطنت جمشید جم ) خضر ( حضرت خضر پیامبر ) حیات (‌زندگی جاوید ) سررشته جان ( زمام حیات ) نظام ( آراستگی و ترتیب ) شیوه ( هنر ناز و کرشمه ) ورد ( ذکر ) لعل ( استعاده از لب ) ذقن ( چانه = زنخدان ) معنی بیت ۲( آبی را که حضرت خضر از آن زندگی جاوید یافت ا زمیخانه بخواه که آن را آب باده است ) معنی بیت ۳( سررشته جان را به باده و اگذار کن زیرا که نظم رشته جان از جام باده است ) معنی بیت ۷( ذکر رخ و زلف تو ذکر دلی است که صبح و شام مشغول این ذکر هستم )
نتیجه تفال :
۱-   از زندگی ات لذت ببر و سرخوش باش بسیاری غبطه زندگی شما را می خورند بهمین جهت حسادت می روزند و سخن چینی می کنند درحالی که تمام آها دروغ محض م یباشد او بسیار مهرابان و ساده و نجبیب است
۲-   جنابعالی فردی با ویژگیهایی زیر هستید : ( مدیر و مدبر زیرک و دانا واقع گرا بدبین زود رنج باهوش متعادل در ثروت متعادل درمقام کاری گاهی استعمارگر خوشگذران جدی ناقلا منطقی دقیق جاه طلب روشنفکر دفیق باز ) لذت بردی که کاملاً ویژگیهای شما را برشمردم پس یکی از کتابهایم ار مطالعه کن
۳-   شخصی بلند اندام سبزه بینی کشیده و میان سال به شما حسادت می ورزد از او دروری کنید
۴-   چرا به نتیجه کار خود امید نداری و به تلاش خود بدبین هستی اگر جنابعالی با تلاش بیشتر و دقت و سرعت بیشتری عمل کنی با توکل برخدا موفقیت درچند قدمی است
۵-   خواجه دربیت پنجم می فرماید ( ای ساقی آنکه در روزگار کامرواست کامگاری وی تنها از نوش لب توست ) خود حدیث مفصل بخوان از این معنی
۶-   مسافرت فعلاً صلاح نیست مسافر حالش خوبست بیما رشفا نمی یابد قرض ادا م یوشد خرید  وفروش تفاوتی ندارد خبر ناگواری می رسد ناراحت مباش هدیه ای دریافت می کنی
۷-   کوشش همراه با اراده تضمین کننده زندگی شماست پس تلاش کنید
۸-   از حسودان و بد اندیشان هراسی به دل راه ندهید و مصمم دراین راه گام بردارید و به فکر سلامتی جسم و روح خود باشید
۹-   از رنگ لیمویی استفاده کنید که موجب تقویت سیستم عصبی است و ماهیچه های قلب و گدش خون شما را بهتر می سازد .

کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی غزل : (۱۱۸)
جام : ساغر.
سلطانی جم : پادشاهی جمشید ، شاه باستانی که در افسانه ها به فرمانروایی عادل . مردم دوست شهرت دارد. مدام : پیوسته ، شراب و در اینجا به معنای همیشه است.
آبی که : آب حیاتی که.
خضر : منظور خضر ، یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که به چشمه آب حیات دست و با نوشیدن آن به قولی به عمر جاودانی دست یافت و یا مدتی مدیدعمر کرد . سبب نام او به خضر این است که چون از کنار درخت خشکی می گذشت آن درخت سبزو خرم شد .
….که جام دارد:….که در جام موجود است.
سر رشته: سرِنخ ، اختیار
..به جام بگذار: به جام شراب بسپار.
از او نظام دارد: از او سر وسامان و نظم و ترتیب دارد..
ما ومی : ما با می سرو کار داریم. (وَ) حرف ربط و به معنای (با) است.
و زاهدان و تقوی: و زاهدان با تقوی سرو کار دارند.
سرکدام دارد: میل به کدام دارد، به کدام التفات دارد.
دردَور: در زمانه.
بیرون از: غیراز، به جز.
ذکر: یادآوری،
ورد: سخن و شرح دعا.
بر سینه ریش درد مندان : برسینه زخم دار دردمندان عشق.
چاه زنخ : گودی ذِقَن ، سبب زنخدان
معانی ابیات غزل : (۱۱۸)
(۱) کسی که در کف ، جام می دارد، برای همیشه مقام پادشاهی جمشید را در اختیار دارد.
(۲) آب حیاتی را که خضر از آن به زندگانی دست یافت ، در میکده و درجام شراب بیاب .
(۳) اختیار جان خود را به دست جام بسپار ، زیرا این جام می تواند به زندگیت سرو سامان بخشد.
(۴) سرو کار ما با می و زاهدان با زهد و تقوی است تا ببینیم یار به کدام یک گرایش دارد .
(۵) کسی که در دور و زمانه به کام دل خود رسیده ، جز این نیست که از لب تو کام بر گرفته است.
( ۶) نرگس فریبنده همه راه و روشهای مستی را از حالت چشم زیبایی تو به وام گرفته است .
(۷) هر بامداد و شامگاه ، بر زبان دلم ، وصف زیباییهای چهره و زلف تو به مانند وردی جاری است.
(۸) بر زخم سینه دردمندان عشق تو ، لعل لبت ( نه مرهم که ) نمک پاش کاملی است .
(۹) ای جان من ! روی زیبای تو ، در گودی سبب زنخدان خود دو صد غلام مانند حافظ را در بند دارد.
شرح ابیات غزل (۱۱۸)
وزن غزل : مفعول مفاعلن فعولن
بحر غزل : هزج مسدّس مقبوض محذوف
*
این غزل یکی از سروده های ایّام شباب شاعر و بر خلاف تفسیر بعضی از حافظ پژوهان محترم فاقد اشارات عرفانی است و انطباق معانی ابیات آن با تعابیر و اصطلاحات صوفیه کاری تصنعی است که با آنچه در ضمیر گوینده ، محرک سرودن شعر شده است انطباق ندارد. شمشیری را که این شاعر بلند پایه بی ریاو با جرأت از جوانی ، از روبه کمر بسته و در این شعر نیز تصویر آن مشهود است ،تا به هنگام مرگ شاعر ، از کمر او باز نشد و در تمام عمر با زاهدان ریایی و خشکه مقدّسان دورو وقشری لفظاً و معناً و عملاً در حال پیکار بود. تشبیه جام شراب به جام جمشید که حافظاز آن به کرات سود می جوید متکی بر داستان دلپذیر کشف شراب در زمان پادشاهی جمشید به نقل از جوامع الحکایات عوفی است و شاعران در طول ایّام ، اصل موضوع جام شراب جمشید و جام جهان نمای جمشید و آیینه اسکندر را در هم ادغام کرده و پس از حافظ دوستداران این شاعر بزرگ به منظور تبرئه او از باده نوشی و تعریف آن ، با تعابیر و اصطلاحات صوفیه منطبق ساخته اند . شاعر در بیت مقطع این غزل اشاره به چاه و دوصد غلام محبوس در آن می کند . باید دانست که در گذشته غلامان و بندگان خطا کار را درچاه و سردابهای تاریک محبوس نگاه می داشتند و نیز می تواند اشاره دوری به حضرت یوسف و چاهی که در آن محبوس باشد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت در میکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار کاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقوا تا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیست در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوه‌های مستی از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را وردیست که صبح و شام دارد
بر سینه ریش دردمندان لعلت نمکی تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان حسن تو دو صد غلام دارد
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
آن کس که به دست جام دارد       سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات ازو یافت       درمیکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذار        کاین رشته ازو نظام دارد
ما ومی و زاهدان و تقوی         تایار سرکدام دارد
بیرون زلب توساقیا نیست    در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوه های مستی    از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را         وردی است که صبح و شام دارد
برسینه ریش دردمندان            لعلت نمکی تمام دارد
درچاه ذقن چو حافظ ای جان       حسن تو دو صد غلام دارد
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن