کرام الاتبین – خم زلف تو دام کفر و دین است – غزل ۵۵

۵۲- کرام الاتبین

خم زلف تو دام کفر و دین است     زارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن     حدیث غمزه ایت سحر مبین است
زچشم شوخ تو جان کی توان برد     که دایم با مان اندر کمین است
برآن چشم سیه صدآفرین باد         که درعاشق کشی سحر آفرین است
عجب علمیست علم هیئت عشق     که چرخ هشتمش هفتم زمین است
نپنداری که بدگو رفت و جان برد   حسابش با کرام الکاتبیناست
مشو حافظ زکید زلفش ایمن         که دل برد و کنون در بند دین است

:: ::

توضیحات :
کارستان (هنرنمایی = کار شگرف = محلی که درآنجا کار زیاد کنند مانند نگارستان ) جایی ه نقش زیاد است ) شمه (بوی خوش ) دام کفرو دین ( اهل فر و اهل دین ) معجز حسن (معجره زیبایی ) حدیث غمزه (داستانه غمزه و عشوه چشم ) چشم شوخ (چشم خون گرم و موزون ) باکمان اندر کمین ( بادو الروی کمانی دایماً درصددشارجان است ) سحر آفرین (درعاشق شی سحار ممتاز و بی نشیر ) کرام الکاتبین ( دو فرشته ای که چپ وزاست حساب انسان را می نویسند ) هفتم آسمان (ستاره زحل ) = آسمان هفتم در برابر بلندی عظمت عشق طبقه پایین و پست ترین است ) معنی بیت ۱( کمند گیسوی تو دراه کافر و مومن دام گسترده است و اندکی از هنرنمایی و کار شگرف زلف تو این می باشد ) معنی بیت ۶( گمان میکنی که سخن چین از نز ما رفت و جان به سلامت برد ولی دو فرشته چپ و راست درنامه عملش گناه بدگویی را خواهند نوشت ) معنی بیت ۷( ای حافظ از مکر زلف او ایمن مباش زیرا دل را گرفت و برد واینک به فکر بردن دین است )
نتیجه تفال :
۱-   در راه اجرای این نیت : مشکلاتی وجود دارد که نیاز به صبرو حوصله و پایردای است پس بدون مطالعه عمل نکنید که پشیمانی به بار می آورد
۲-   حافظ دربیت پنجم می فرماید (دریافتن شکل و نهاد اختر عشق چه دانش شکفتی است که آسمان هشتم با آن همه بلندیش در برابر طبقه هفتم زمین است )
۳-   عده ای دور شما را گرفته اند درحالیکه همه آنها دوست شما نیستند بویژه آن شخص تازه به دوران رسیده به شما حسادت می کند
۴-   حیله های زیادی در اینکار وجود دارد که باید کاملاً متوجه و آگاهانه گام بردارید و از پرداخت به حواشی جدداً خود داری کنید
۵-   نذرهای قبلی رابرآورده کنید و سوره مبارکه مریم را از آیه ۲۵ تا ۴۵ رابا معنی و با حضور قلب بخوان که گشایش حاصل می شود
۶-   به اطرافیان توجه خاص داشته باشید و از تکبر و غرور خود داری کنید بویژه به پدر و مادر و خواهر و برادر که اخیرا یکی ازآنها سخت از شما رنجیده دلجویی کنید که دعای او مستجاب می شود چون انسانی پاک است و قلبی مملو از عشق ائمه اطهار (ع ) دارد
۷-   درخانه شخصی شما را دوست دارد ولی جنابعالی متاسفانه با او به تندی رفتار می کنید بدانید که بدگمانی شما راهی به جایی نمی برد و بهره ای برای شما نخواهد داشت جز اینکه اطرافیان را نسبت به خود بی علاقه کنید پس دل او رابه دست بیاورید که به شماعشق می ورزد
۸-   این واقعیتی است که شما به کسی علاقه دارید و تمام فرکر و اندیشه یتان متوجه این نیت است ولی اگر چه او نیز دراین فکر می باشد ولی گاهی انسان ازعواقب امور غافل می باشد پس توکلتان برخدا باشد و تسبیح حضرت زهرا را بخوانید
۹-   شخصی مهربان با ادب دانشمند عاشق تحصیل علم زیبا و طناز و درعین حال خوش بیپ هستید ارزش خود را بدانید ولی متاسفانه بداخلاق و عصبانی می شوید قدری از خود خواهی خود بکاهید و بر صبر و متانت خویش بیفرایید
۱۰-  برنده : هر امتیازی را که بتواند بدهد می دهد جز اینه اصول بنیادی خود را فدا کند اما بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد واین درحالی است که اصول و بنیادش رفته رفته از بین می رود .

کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
١ -حلقه‌ى گیسوى تو،مانند دامى بر سر راه همگان-از کافر و مؤمن-گسترده است و این فقطاندکى از هنرنمایى زلف توست!
 ٢ -جمال تو،معجزه‌اى در دنیاى زیبایى و داستان ناز و کرشمه‌ى تو جادوى آشکار است.
 ٣ -از چشم گستاخ و بى‌پرواى تو چگونه مى‌توان نجات یافت در حالى که تیر نگاه تو،در میان‌
کمان ابروانت،در کمین عاشقان نشسته است.[شاعر ابروان معشوق را مانند کمانى مى‌بیند ونگاه‌هاى او را مانند تیرى که از این کمان رها مى‌شود و بر دل عاشقان مى‌نشیند.]
 ۴ -بر چشم سیاه تو،صد آفرین باد که در عاشق‌کشى به راستى جادو مى‌کند.
۵ -دانش«ستاره شناسى عشق»چه دانش شگفت‌انگیزى است،که مطابق آن،آسمان هشتم با
طبقه‌ى هفتم زمین برابر است.[چرخ هشتم،استعاره از فلک هشتم است(از افلاک نه‌گانه)،که درعلم نجوم فلک ثوابت است.هفتم زمین،یعنى طبقه‌ى هفتم زیر زمین که طبعا بسیار پست و زیرین‌است.اما در«علم نجوم عشق»چرخ هشتم و طبقه هفتم زمین برابرند و فاصله‌اى میان آن‌ها نیست!مقصود این است که معیارهاى عشق بسیار متفاوت و فراتر از معیارهاى عقل و دانش‌هاى عقلى‌است.]
 ۶ -گمان مکن که بدگو و سخن‌چین رفت و جان به سلامت برد.نه،چنین نیست؛بلکه فرشتگان‌ ناظر بر اعمال انسان‌ها به حساب کار او رسیدگى مى‌کنند.
۷-اى حافظ،از نیرنگ و فریب زلف او آسوده خاطر مباش؛زیرا که او پس از ربودن دل،اکنون در کمین دین تو نشسته است!
****
دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
غزل به قلم علامه قزوینی :
خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن
حدیث غمزه‌ات سحر مبین است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون دربند دین است
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
خم زلف تو دام کفر و دین است      زارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن     حدیث غمزه ایت سحر مبین است
زچشم شوخ تو جان کی توان برد      که دایم با مان اندر کمین است
برآن چشم سیه صدآفرین باد         که درعاشق کشی سحر آفرین است
عجب علمیست علم هیئت عشق     که چرخ هشتمش هفتم زمین است
نپنداری که بدگو رفت و جان برد    حسابش با کرام الکاتبیناست
مشو حافظ زکید زلفش ایمن          که دل برد و کنون در بند دین است
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن