جام می – نصیب من چو خرابات کرده است الله – غزل — ۴۸۶

۴۸۶- جام می

نصیب من چو خرابات کرده است الله       درین میانه بگو زاهد ا مرا چه گناه
کسی که در ازلش جام می نصیب افتاد   چرا به حشر کنند این گناه ازو د رخواه
بگو به صوفی سالوس خرقه پوش دورو   که کرده دست درازی و آستین کوتاه
تو خرقه را زبرای ریا همی پوشی     که تا به زرق بری بندگان حق از راه
غلام همت رندان بی سر و پایم     که هر دو کون نیرزد به پیش شان یک کاه
مراد من زخرابات چونکه شد حاصل     دلم زمدرسه و خانقاه گشت سیاه
برو گدای در هر گدا مشو حافظ   مراد خویش نیابی مگر بشئی الله
توضیحات :
نصیب ( بهره ) الله ( خدا ) چه گناه ( گناهی نیست ) ازل ( از آغار ) می ( شراب ) حظر ( روز قیامت ) در خواه ( بازخواست ) معنی بیت ۳( به درویش ریا کار و خرقه پوش بگو که ریا کاری کرده است ولی من نکردم ) معنی بیت ۴( ای درویش تو خرقه را برای تظاهر می پوشی تا بندگان خدا را از طریق ریا کارانه گمراه کنی ) معنی بیت ۵( چاکر عنایت و توجه باطنی قنندران بیچاره هستم که دو جهان در مقابلشان به اندازه یک پرکاه ارزش ندارد ) معنی بیت ۶( چون مرادم ا زمیخانه حاصل شد دیگر دلم از مدرسه و خانقاه بیزار شد ) معنی بیت ۷( ای حافظ گدای درگاه بیچاره تر ا زخود مشو زیرا اصل تمام اشیاء خداست بجز ار خدا مخواه )
نتیجه تفال :
۱-   هرکس در زندگی بهره و قسمتی دارد که از آن چاره ای نمی باشد اما می توان با اندیشه و تلاش و توکل ب رخدا بر شداید پیروز شد سعی کن متوجه رقیب و یارباشی زیرا ممکن است د رکا رنیرنگ و یاری بکار ببرد
۲-   انسان ها را می توان فریب داد اما خداوند و جدان را نمی توان گول زد به او بگو غلام همت رندانی عستم که دو عالم در نزد آنان یک پرکاه هم ارزش ندارد و در کمال استغنا زندگی می کنند
۳-   دیگر از قیل و قال مدرسه و خانقاه بیزار شده ای می دانی چرا برای انکه ایمانت ضعیف شده و تردید و دو دلی در  قلب شما رخنه کرده است لسان الغیب می فرماید برو و گدای در هرفقیر مشو و محتاج کسی مباش که او هودش محتاج است به مرادت نمی رسی مگر آنکه مقیم درگاه خدا و اولیای او شوی
۴-   زمان انجام این نیت فعلاً فرا نرسیده قدری صبر و شکیبایی پیشه کن بالاخره شاهد مقصود را د رآغوش خواهی گرفت نذر خود را ادا کن
۵-   خواجه در بیتهای ۱-۲- فرماید ( چون خداوند باده نوشی را قسمت من کرده است پس ای زاهد بگو ببینم گناه من چیست ) ( کسی که در روز ازل باده نوشی مقدرش شده پس چرا روز قیامت این گناه را از و بازخواست می کنند) خود تفسیر کنید
۶-   شما زیادسر به سر او می گذارید و ایارد می گیرید بویژه خانواده وی را زیر سوال برده ای آخر قدری فکر کنید اگ او دست از خانواده اش بکشد مطمئن باشید به راحتی از شما نیز دست خواهد کشید آینده را خراب نکنید به همه احترام بگذارید نق زدن و ایراد گرفتن هم اندازه ای دراد و بیش ا زاین او را ملول و سرخورده نکنید متوجه باشید
۷-   در معامه ای سود فراوان به دست خواهید آورد ازدواج نیکویی در شرف انجام می باشد و تولدی جدید که دختر است قلب هار اگرم خواهدکرد
۸-   بیمارتان برای شفا و ردمان نیاز به زمان دارد گمشده نزد دوستی از دوستان است که او نیز نمی خواسته اینگونه باشید و ابداً تقصیری ندارد پس به زودی پیدا می شود
۹-   مسافرتی مهم در پیش می باشد که موجب رونق زندگی شما می شود در امور علمی و اداری حتماً به زودی خبی خوش دریافت می کنید
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
غزل به قلم علامه قزوینی :
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
نصیب من چو خرابات کرده است الله       درین میانه بگو زاهد ا مرا چه گناه
کسی که در ازلش جام می نصیب افتاد   چرا به حشر کنند این گناه ازو د رخواه
بگو به صوفی سالوس خرقه پوش دورو   که کرده دست درازی و آستین کوتاه
تو خرقه را زبرای ریا همی پوشی     که تا به زرق بری بندگان حق از راه
غلام همت رندان بی سر و پایم     که هر دو کون نیرزد به پیش شان یک کاه
مراد من زخرابات چونکه شد حاصل     دلم زمدرسه و خانقاه گشت سیاه
برو گدای در هر گدا مشو حافظ   مراد خویش نیابی مگر بشئی الله
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن