تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید خاطره از حافظ بنویس

دلم را مشکن – چو گل هر دم به بویت جامه در تن – غزل ۳۸۹ – ۴۴۳

۴۴۳- دلم را مشکن

چون گل هردم به بویت جامه در تن     کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی حه در باغ           چو مستان جامه را بدید برتن
من از دست غمت مشکل برم جان         ولی دل را تو آسان بدی از من
به قول دشمنان برگشتی از دوست           نگرددهیچ کس با دوست دشمن
تنت در جامه چون در جام باده       دلت در سینه چون در سیم آهن
ببار ای شمع اشکاز چشم خونین       که سوز دل شود ب رخلق روشن
ممکن کز سینه ام آه جگر سوز         بر آید همچو دود از راه روزن
دلم را مشکن و در پا مینداز         که دارد در سر زلف تو مسکن
چون دل در زلف تو بسته ست حافظ     بدینسان کار او در پا میفکن
توضیحات :
معنی بین ۱( دایما ً به امید تو به شوق دیدارت مانند گل جامه را تاگریبان چاک می زنم ) عنی بیت ۲( گویا گل در باغ تن زیبای تورا دیده که مانند افراد مست و بیقرار از رشک وحسد جامه خود را از تن پاره می کند و از غنچه به گل تبدیل می وشد ) معنی بیت ۵( تن زیبا یتو در میان لباس نازک و لطیف مانند شراب در جام لطیف و زیا نمایان می شود و در سینه سفید و بلورین تو قلبی چون سنگ ساه و سخت و جود دارد ) معنی بیت ۶( ای شمع اشک ببار زیار داغ دل تو برمردم آشکار می شود پس چون نتوانستی را زعشق را پنهان سازی شایسته گریه خونبار هستی ) معنی بیت ۷( ا زدوستان روی بر مگردان وکاری مکن که از روزنه و منقذ سینه ام آه جگر سوز خارج شود ) معنی بیت ۹( از آنجاییکه حاظ دل به گیسوی تو بسته است پس این گونه کار او را نادیده مگیر و کوچک نشمار )‌
نتیجه تفال :
۱-   در این ماه درباره کاری ه در پیش دارید شخصا ً اقدام کنید و پا به میان بگذارید و قبل از اینکه آن عمل ار انجام دهید با یکی از آشنایان آگاه و با نجربه و دلسوز مشورت کنید بدانید که با توکل به خدا به مرادتان می رسید 
۲-    غم خوردن و ناله کردن دردی را دوا نمی کند بلکه شما را افسرده و رنجور می سزد پس بیهوده خودرا به آب و آتش نزنید و ا زفلسفه وجودی ااده و تفکر کمکبگیردی و با شتاب و عجله کارها را پیچیده تر نسازید از نیروی ایمان و عتقاد همراه با توکل به خدا و همگامبا فعالیت و خرد و عقل این کار را عملی سازید
۳-   تا یک ماه دیگر تمام ناراحتی های شما رفع می شود و اوضاع بروفق مراد خانواده و جنابعالی می باشد و کار و نیت شما عملی می گردد پس آسین ها را بلا بزندی و اقدام کنید
۴-   این نیت عملی می گردد ولی شتاب آفت و بلای آن می باشد ابتدا مقدمات لازم را فراهم سازدی و واهمه نداشته باشید
۵-   عزیزم اگر پیام هستی و عشق را دریافت نکردید به فرستنده دست نزنید گیرنده های خودر ا تنیم کنید
۶-   به پدر و مادر احترام بگذاریذ و همسر را دوست بدارید و دست ا زلجبازی برداریدملاقات مهمی و مسافرتی خوب در پیش دارید
۷-   خواجه در بیتهای ۳-۴-۸- به ترتیب فرماید ( من از غمت نمی توانم جانم را خلاص کنم و نجات دهم زیرا تو دل را به آسانی از من گفت ی) ( یا سخن و کاری دشمنان از دوستان دوری کردی درحالی که هیچ کس نباید با دوست خود دشمن شود ) ( دلم را خوار مکن زیرا جای و مسکن او رد گیسوی توست ) تفسیر کنید
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
غزل ۳۸۹ 
وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
۱ به امید دیدار تو هر لحظه مثل گل پیرهن خود را از یقه تا دامن چاک می‌زنم.
به بویت: با رسیدن بویت، یا به امید و انتظارت. به هر دو معنی مجموعاً نظر داشته است.
با توجه به اینکه گل ابتدا غنچه بوده و وقتی پیراهنش را چاک زده گل شده است، می گوید من هم هر لحظه که بوی وجود تو را می‌شنوم به امید دیدنت مثل گل (غنچه) پیراهنم را چاک می‌زنم یعنی شکفته می‌شوم.
۲ گوئی گل تن تو را در باغ دید؛ که مثل مستان جامه بر تن خود درید.
می‌گوید تن تو چنان زیبا بود که وقتی گل آن را در باغ دید از زیبائی آن بر سر شوق و نشاط آمد و مثل مست‌ها جامه بر تن خود درید – گل ابتدا غنچه بود، با دیدن تن تو که از گل لطیف‌تر است مست شد و از شوق جامهٔ خود را پاره کرد: شکفته شد.
۳ من از دست غم تو مشکل بتوانم جان بدر برم؛ امّا تو دل مرا به آسانی بردی.
۴ بر اثر گفته دشمنان به دوست بی‌مهر شدی؛ هیچ‌کس با دوست خود دشمن نمی‌شود.
۵ تن تو در پیراهن مثل شراب در جام؛ و دلت در سینه مثل آهن میان نقره است.
یعنی همانطور که رنگ و لطافت شراب از پشت شیشه جام به چشم می‌آید، لطافت و رنگ تن تو از پشت پیراهن منعکس می‌شود. ولی در سینه سفید نقره‌ای دلی سخت مثل آهن داری.
۶ ای شمع از چشم خونین اشک ببار؛ زیرا راز نهان دلت بر مردم آشکار شده است.
فتیله را دل شمع و سوختن آن را سوز دل شمع پنداشته و اشکی را که از زیر شعله سرخ‌فام می‌چکد، اشکی که از چشم خونین می‌بارد به حساب آورده است. به شمع عاشق‌پیشه می‌گوید چون سوز دلت آشکار شده و به عاشقی شهره شده‌ای دیگر روزگار خوشی نخواهی داشت. پس از چشم خونین اشک ببار.
۷ چنین رفتاری مکن وگرنه آهی جگرسوز از سینه‌ام بیرون خواهد آمد؛ مثل دود که از راه روزن بیرون می‌آید.
روزن: هر سوراخ و شکاف و منفذی که در دیوار اطاق و جز آن باشد، منفذ، دریچه.
۸ دلم را مشکن و پامال مکن؛ زیرا بر سر زلف تو جای دارد.
۹ از آنجا که حافظ دل خود را به زلف تو بسته؛ به این صورت کار او را زیر پا مگذار.
یعنی وقتی حافظ به تو تعلق خاطر پیدا کرده این‌گونه به او بی‌اعتنائی مکن.
غزل به قلم علامه قزوینی :
چو گل هر دم به بویت جامه در تن کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی که در باغ چو مستان جامه را بدرید بر تن
من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من
به قول دشمنان برگشتی از دوست نگردد هیچ کس دوست دشمن
تنت در جامه چون در جام باده دلت در سینه چون در سیم آهن
ببار ای شمع اشک از چشم خونین که شد سوز دلت بر خلق روشن
مکن کز سینه‌ام آه جگرسوز برآید همچو دود از راه روزن
دلم را مشکن و در پا مینداز که دارد در سر زلف تو مسکن
چو دل در زلف تو بسته‌ست حافظ بدین سان کار او در پا میفکن
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
چون گل هردم به بویت جامه در تن     کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی حه در باغ           چو مستان جامه را بدید برتن
من از دست غمت مشکل برم جان         ولی دل را تو آسان بدی از من
به قول دشمنان برگشتی از دوست           نگرددهیچ کس با دوست دشمن
تنت در جامه چون در جام باده       دلت در سینه چون در سیم آهن
ببار ای شمع اشکاز چشم خونین       که سوز دل شود ب رخلق روشن
ممکن کز سینه ام آه جگر سوز         بر آید همچو دود از راه روزن
دلم را مشکن و در پا مینداز         که دارد در سر زلف تو مسکن
چون دل در زلف تو بسته ست حافظ     بدینسان کار او در پا میفکن
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن