تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید

گوهر وصل – من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم – غزل ۳۲۸ – ۴۳۳

۴۳۳ – گوهر وصل

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم     لطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو         که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس           که رداز است ره مقصد و من نوسفرم
ای نسیم سحری بندگی من برسان       که فراموش مکن وقت دعای سحرم
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از این       می خورم با تو و دیگر غم دنیا نخورم
خرم آن روز کزین مرحله بربندم رخت   وز سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل         دیده دریا کنم از اشک و در و غوطه خورم
پایه نظم بند است و جهانگیر بگو         تا کند پادشه بحردهان پرگهرم  
توضیحات :
من که باشم( من آنقدر ارزش ندارم ) عاطر( پاکیزه ) خاطر عاطر ( ضمیر پاک و پاکیزه یار ) گذرم ( یادی از من شود ) لطف می کنی ( محبت و مهربانی میکنی ) دلبر ( ای دلستان ) که( چه کسی ) ظن ( مان ) رقیبان ( ملازمان نگهبانان ) همت ( توجه باطنی ) طایر قدسی ( پرنده بهشتی ) معنی بیت ۳( ای پرنده بهشتی دعا و عنایت باطنی تو بدرقه و نگهبان راه من است زیا تا منزل مقصود راهی طولانی است و من نوسفری بیش نیستم ) معنی بیت ۴( ای باد سحر گاهی مراتب ارادت و چاکر مرا به راهنما و پیرم بسان که از جانب هنگام دعای سحر یادی کند ) معنی بیت ۵( ای جانان مرا به خلوتگه خاص خود راه بده تا پس ا زاین شراب معرفت را با تو خورم و دیگر غم دنیا رانخورم ) خرم ( شبه جمله = خوش ) بربندم رخت ( مسافرت کنم = کوچ کنم ) خبرم ( خبر سرمنزل تو را از من سوال کنند ) شاید ( شایسته است ) حافظا ( ای حافظ = منادا ) معنی بیت ۸( مقام و مرتبه شعر بسیار بلند و والا و جهانگیر و عالم افروز است پس به پارشاه بگو دهان رما به عنوان صله و جایزه پر ازجواهر کند )
نتیجه تفال :
۱-   د رانتظار ددار و وصال کسی یا چیزی یا مقامی و ثروتی هستید بهترین یار و یاور شما خداوند می باشد پس به یکی از مشاهد متبرکه بروید و ضمن دعا نذرخود رااداکنید که گشایش بسیار خواهد بود
۲-   دعا می کنم که این نیت شما هر چه زودتر بر آورده شود به شما مژده می دهم که مدتی نه چندان دور این نیت عملی می گردد و جای نگرانی باقی نمی گذارد
۳-   خواجه در بیت ۱-۲- فرماید ( من آنقدر ارزش ندرام که براندیشه پاک و عطر آمیز محبوب گذکنم ای کسی که غبار آستانت تاج افتخرا بر سرمن است تو واقعاً محبت داری که از من یادی م یکنی ) ( ای دلبر چه کسی به تو یاد دا دکه با ارادتمند خون مهربان باشی زیرا من هرگز کمان نمی کنم که مراقبان تو بنده نوازی را به تو آموخته باشند )
۴-   چیزی از دست دادهاید و نگران می باشید به زودی واقعه شیرینی در زندگی شم بوجود می آید و جبران گذشته می شود
۵-   به دنبال تغییر شغل یا مقام نباشید زیرا تحولات آینده طوری است ه این کار را برای شما آسان خواهد کرد
۶-   فرزندم خداوند بزگر به درختانی که ریشه دراترند سهم بیشتری از آسمان می بخشد جنابعالی در آینده شخص موفقی خوهید بود و فرزندانتان آبوی خانواده شما خواهند شد و در پیر یاز زندگی راحتی بر خوردار خواهید شد
۷-   قلب شما در پاکی مثل آیینه می باشد خوشا بحال کسی که ضرباتش متعلق به اوست زیرا معونیت و عرفانی ه در دل شماست پا ک و بی آلایش می باشد
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
غزل به قلم علامه قزوینی :
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
ای نسیم سحری بندگی من برسان که فراموش مکن وقت دعای سحرم
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم
پایه نظم بلند است و جهان گیر بگو تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم     لطفها میکنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو         که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس           که رداز است ره مقصد و من نوسفرم
ای نسیم سحری بندگی من برسان       که فراموش مکن وقت دعای سحرم
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از این       می خورم با تو و دیگر غم دنیا نخورم
خرم آن روز کزین مرحله بربندم رخت   وز سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل         دیده دریا کنم از اشک و در و غوطه خورم
پایه نظم بند است و جهانگیر بگو         تا کند پادشه بحردهان پرگهرم  
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن