تا اینجا اومدی یک فال هم بگیر

فال حافظ بگیرید

چراغ خلوتیان – ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت – غزل ۸۶

۷۹ –چراغ خلوتیان

ساقی بیا که یار زرخ پرده برگرفت       کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سر گرفته دگر چهره برفروخت     وین پیر سالخورده جوانی زسر گرفت
آن عشوه داد عشق ه تقوی زره برفت       وآن لطف کرددوست که دشمن حذر گرفت
زنهار ازان عبارت شیرین دلفریب   گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود     عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هرحوروش که برمه و خور حسن می فروخت چون تو درا»دی پی کاری دگر گرفت
زینقصه هفت گنبد افلاک پر صداست   کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این دعا ز که آموختی که یار   تعویذ کرد شعر ترا و به زرگرفت

:: ::

توضیحات :
ساقی ( منادا = ای ساقی ) برگرفت (بلند کرد ) پرده برگرفت (حجاب رابداشت ) درگرفت (وشن شد) شمع سرگرفته ( شمعی که نوک آن روشن اس ) پسته تو (دهان ) زنهار (صورتنتبیه و تحذیر ) ره برفت ( ازبین رفت ) تعویذ ( دعایی ه حمایل اندازند ) معنی بیت ۱( ای ساقی شتاب کن و باده بده که معشوق پرده ا زچهره برانداخت و ازجمال تابناک خود چراغ خلوت گزیدگان کوی عشق را  باز روشن کرد ) معنی بیت ۴( عشق چنان عشوه و جلوه ای کرد که ما توقی را از دست دادیم یار چنان مهر ورزید که دشمن از ما پرهیز کرد و دوری گزید ) معنی بیت ۷( صدای سخن عشق و داستان محبت درهفت گنبدآسمان پیچیده است کوته نظر و سست عنصر را نگاه کن که با جهل خود این داستان را سرسری می پندارد )
نتیجه تفال :
۱-   خواجه دربیت دوم صریح  و روشن می فرماید ( آن شمع مشتعل دوباره چهره اش را بر افروخت و این پیر سالخودره از آنکه آن شمع دوباره چهره اش را روشن کرده جوانی را از سرگرفت ) خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
۲-   مدتی گره ای درکار شما است و از مطلبی یا چیزی رنج می برید که باعث ناراحتی شدید شماست به جنابعای مژده می دهم به زودی ناراحتی پایان می یابد و کبوتر کامیابی بربام منزل شما نشسته و منتظر ورود است
۳-   با روجیه ای قوی و مصمم و با توکل برخدا و انرژی بازیافته مجدداً با اراده و علاقه بر توسن موفقیت لگام بزن و درمیدان خوشبختی حرکت کن که خداوند پشتیبان جنابعلی است و حتماً نذر خود را ادا کن
۴-   به زودی به جنابعای یا یکی از بستگاه نزدیک شما مقامی پیشنهاد می کنند که این موفقیت موجب سرافرازی همه شما خواهد شد
۵-   آینده ای درخشاندرانتظار شماست به همین جهت بسیار مواظب و مراقب باشید که حسودان نیز درکمین شما هستند بویژه شخصی کوتاه  قد و چهار شانه که موهایی قرمز دارد و سینه ای کوچک از او برحذر باشید ولی درعوض یکی از بستگان نزدیک به شما مهر و محبت فراوان دارد با او مشورت کنید
۶-   با استادی فرهیخته برخورد می کنید نصایح او را حتماً به کار گیرید که بسیار خیر خواهانه است مسافر به سلامت می آید خبر و هدیه ای دریافت می کنید خرید و فروش هر دو سودمند است درانتظار چیزی هستید ولی تردی دارید سعی کنید آستین ها را بالا بزنید و از وی کمال خونسردی عمل کنید که موفقیت درانتظا ر میباشد زیرا ستاره جنابعالی در برج ثور قرار دارد و خوشبختی از این پس همراه شماست
۷-   اراده و علاقه مرکب موفقیت شما هستند پس با کوشش تاخت و تاز کنید
۸-   یکی از دوستان نزدیک شما به بیماری دچار شده است به او توصیه کنید به پزشکی حاذق که درخارج شهر است مراجعه کند
۹-   چیزی گم کرده ای به زودی با تلاش و اراده و علاقه آنرا به دست خواهید آورد .

کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :
شرح غزل :
معانی لغات غزل ۸۶
پرده برگرفت: پرده را کنار زد، حجاب را برداشت.
خلوتیان: گوشه‌نشینان، ازکار برکنار شدگان در اینجا معنی می‌دهد.
درگرفت: روشن وشعله‌ور شد، رونق یافت.
شمع سرگرفته: شمعی که نوک فتیله‌اش اصلاح شده تا بهتر بسوزد.
عشوه داد: فریب داد، گول زد، ناز و غمزه کرد، کرشمه کرد.
مفتی: فتوی دهنده پاسخگوی سؤالهای شرعی، قائم مقام امام.
حذر گرفت: دوری کرد، دور شد.
زنهار: پناه برخدا، امان ، برحذر باش.
عیس دمی: عیسا نفسی، مسیحا دمی،کسی که به مانندحضرت عیسی مرده رازنده کند.
هفت گنبد افلاک: در گذشته معتقد بودند که آسمان هفت طبقه است وبرای هر سیاره هفت‌گانه، آسمان مخصوصی قائل بودند و نیز اشاره به آیه شریفه ۱۵ سوره نوح است: الم تروا کیف خلق‌الله سبع سماوات طباقا.
کوته نظر: تنگ نظر، پیش‌پا بین.
تعویذ: دعاهایی که در قاب طلا نهاده و به صورت حمایل و گردنبند و بازوبند جهت دفع چشم زخم و بلاهای دیگر به خود می‌آویختند. دعاهایی که سبب محافظت‌اند.
معانی ابیات غزل ۸۶
(۱) ساقی بیا که یار حجاب از سر برگفته چهره خود را نمایان کرد و دوباره چراغ مجلس گوشه‌نشینان، پرفروغ و شعله‌ور شد.
(۲) آن شمعی که فتیله‌اش اصلاح شده دگر بار شعله‌ور شد وآن پیر سالخورده از نو، جوانی را آغاز کرد.
(۳) عشق چنان ناز و کرشمه‌یی ساز کرد که فقیه شهر را از راه به در برد و دوست چنان محبتی کرد که دشمن بیمناک شده دوری گزید.
(۴) پناه بر خدا از آن شیرین سخنی و دلفریبی. گویی دهان تو، سخن را در شکر آمیخته است.
(۵) خداوند کسی را که نفس عیسی داشت فرستاد و بار غم و اندوهی که سبب خستگی خاطر ما شده بود از ما دور کرد.
(۶) هر خوبرویی که به ماه و خورشید فخر و ناز می‌فروخت با آمدن تو به دنبال کاری دیگر رفت.
(۷) صدای این رویداد در هفت گنبد آسمان پیچیده است. کوته‌بین را تماشا کن که موضوع را کوچک و بی‌اهمیت گرفته است.
(۸) حافظ تو این دعاها(یی را که سبب دگرگونی اوضاع شد) از که آموختی که بخت و طالع آن را در قاب زرگرفته به خود حمایل کرد.
شرح ابیات غزل ۸۶
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور
*
دوران حکومت شاه شجاع به دو مرحله تقسیم می‌شود. در یک دوره کوته مدت بوسیله تسلط شاه محمود بر شیراز دست شاه شجاع از سلطنت کوتاه و شاه پس از تمهیدات زیادی موفق شد در سال ۷۶۶ کرمان را به تصرف درآورده و دوباره به شیراز حمله و شهر را از دست برادر باز پس گیرد و این اتفاق در ماه ذی‌قعده ۷۶۷ اتفاق افتاد. این غزل و غزلهایی دیگر در این موقعیت سروده شده و خوشحالی و خوشدلی شاعر از آن به خوبی استنباط می‌شود.
حافظ در مطلع غزل بازساقی را صدا می‌کند و این به آن دلیل است که شاه محمود در موقع تسلط خود به منظور جلب حمایت مقامات مذهبی، برخلاف شاه‌شجاع به سخت‌گیری در امور شرع پرداخت و با رفتن او و آمدن شاه‌شجاع حافظ از این بابت دلشاد است. شاعر در بیت دوم دو تشبیه زیبا به کار می‌گیرد. شاه‌شجاع را به مانند شمعی تصور می‌کند که در اثر سوختن مدت زمانی، فتیله آن دچار نارسایی شده بود واکنون با اصلاح کردن و سر آن را پاک کردن دوباره روشن و تابان گردیده است و خود را پیر سالخورده‌یی می‌داند که به واسطه بهبود شرایط محیط از نو، جوان شده است. در بیت سوم اشاره به این نکته دارد که شاه‌شجاع با قدرت هر چه تمامتر جلو نفوذ صاحبان شریعت را گرفته و از حافظ دلجوییی و طرفداری می‌کند چنانکه مخالفین و رقیبان شاعر دست از اذیت و آزار او برمی دارند. دربیت چهارم شاعر اشاره به عبارت و سخنانی دارد که شاه در پشتیبانی ازحافظ بیان داشته و به خوبی مؤثر واقع شده و شاعر بدینوسیله از آن تمجید می‌کند و بلافاصله دربیت پنجم اضافه می‌کند مدتی بار غم بر روی شانه دل سنگینی می‌کرد و اکنون با فیض الهی مسیحا دمی بازگشته و مارا از رنج و محن و اذیت و آزار رقیبان نجات بخشیده است.
این اشاره‌ها و کنایه‌ها که درموارد دیگر هم نظیر آن به صورت ایهام در غزلهای شاعر مشاهده می‌شود دلیل محکمی بر این است که حافظ دردستگاه شاه شجاع دارای مقامی بوده که با خلق‌الناس، تماس و اصطکاک داشته و عده‌یی وجود او را مانع امیال خود می‌دانسته و در نتیجه هرگاه قدرت مرکزی ضعیف می‌شد، او را تحت مضیقه قرار می‌داده‌اند و تظاهر به میخوارگی و نشر سخنان بی‌پرده در مخالفت با ظواهر شرع و متشرعین تنها یک قسمت از این علتها و بضورت ظاهر بهانه‌یی بیش نبوده و مقام اداری او احتمالاً در این مخالفت‌ها نقش بسزایی داشته است. شاعر در بیت ششم در کمال ظرافت رقیب شاه‌شجاع را که برادر او بوده درمرتبه‌یی پایین‌تر از او قرار داده و در پیش او ناچیز می‌شمارد. بالاخره شاعر در بیت هفتم اشاره به اهمیت تاریخی این فتح و پیروزی شاه‌شجاع نموده و آن را بسیار مهم می‌داند و از اینکه شاه محمود و طرفداران او آن را کوچک جلوه می‌دهند. ناشی از کوته‌بینی و بی‌درایتی آنها می‌داند. شاعر در مقطع غزل اشاره غیرمستقیمی به این نکته می‌کند که اثر دعاهای او (اقدامات پشت پرده او) به حدی مؤثر بوده که در بخت و اقبال شاه اثر مثبت گذاشته و او را به قدرت بازگردانیده است.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
غزل به قلم علامه قزوینی :
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مه و خور حسن می‌فروخت چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
غزل به قلم شاملو : 
غزل به قلم الهی قمشه ای :
غزل به قلم عطاری کرمانی :
ساقی بیا که یار زرخ پرده برگرفت       کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سر گرفته دگر چهره برفروخت      وین پیر سالخورده جوانی زسر گرفت
آن عشوه داد عشق ه تقوی زره برفت       وآن لطف کرددوست که دشمن حذر گرفت
زنهار ازان عبارت شیرین دلفریب    گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود      عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هرحوروش که برمه و خور حسن می فروخت چون تو درا»دی پی کاری دگر گرفت
زینقصه هفت گنبد افلاک پر صداست    کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این دعا ز که آموختی که یار    تعویذ کرد شعر ترا و به زرگرفت
غزل را بشنوید :
کلیپ های مرتبت با غزل :
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن
بستن